تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
چنين است كارد ( 1 ) و شمشير و نيزه و كمان و جز اينها از آلاتى كه گاه در جهت فساد به كار مىرود و گاه در جهت صلاح - هر دو - تعليم گرفتن و تعليم دادن آنها و اجرت گرفتن از اين بابت و عمل كردن با آنها ، براى كسى كه در جهات صلاح خود و مردمان استفاده مىكند هيچ اشكالى ندارد ؛ و بر كسانى كه در جهت فساد و زيان مردم به كار مىبرند حرام است . پس بر استاد و شاگرد در اين صنعتها گناهى نيست ، چه رجحان در جهت فوايد و منافع اين صنعتهاست . و گناه و مسئوليّت متوجّه كسانى است كه اين صنعتها را در راههاى حرام و فاسد به كار مىبرند . . . از اينجاست كه خدا صنعتى را حرام كرده است كه همهء آن حرام است ، و از آن چيزى جز فساد محض به دست نمىآيد ، همچون ساختن . . . آنچه مايهء لهو است و ساختن بتها و آنچه به اينها شباهت دارد مانند توليد خمر و نوشابه هاى الكلى - كه نوشيدن آنها حرام است - و آنچه داراى فساد محض باشد ، و هيچ گونه صلاحى در آن مشاهده نشود ، فرا گرفتن و به ديگران آموختن و عمل كردن به اين گونه چيزها و مزد گرفتن براى انجام آنها ، و پرداختن به هر چه به آنها مربوط شود از هر جهت حرام است ، مگر اينكه ( چنان كه اشاره شد ) ، صناعتى باشد كه گاه در جهت صنايع حلال به كار گرفته مىشود « 1 » ، اگر چه گاه به توّسط آن شكلى از اشكال معصيت صورت پذيرد ؛ شايد به جهت صلاحى كه در آن وجود دارد ، تعليم و تعلَّم و عمل كردن به آن حلال شناخته شده است ، و استفاده از آنها براى كسانى كه در غير راه حق و صلاح جامعه آنها را به كار مىبرند حرام است . . .
هامش
« 1 » . اين حكم خود مروّج صنايع و پيشرفت صنايع است ، و قيد مفيد بودن صنعت نه زيان آور بودن ، از واضحات تعاليم دين الهى و انسانى اسلامى است ، در هر جا و هر چيز .