اين سخن به سهم خود دلالت بر آن دارد كه بر حكومت اسلامى واجب است كه براى همهء مردم - حتّى كسانى كه در پايينترين رتبهء اجتماعى قرار گرفتهاند - به صورتى مناسب خوراك و مسكن و امكانات رفاهى فراهم كند ، تا چنان باشد كه پايينترين فرد همان چيزهايى را بخورد و بياشامد كه بزرگان قوم مىخورند و مىآشامند ، و داراى خانه و سامان باشد ، مانند ديگران . اگر اسلام محمد بن عبد الله « ص » است ، و ملاك « خطب فاطميّه » و « نهج البلاغه » و سخنرانيهاى امام حسين « ع » ( بويژه سخنرانى دوم ) « روز عاشورا » و « صحيفهء سجّاديّه » و « مذهب جعفرى » است ، اين است . . . و اگر شعار است باد هواست . . . و اين كلام امير المؤمنين « ع » بدين گونه بر آن گمانها و پندارهاى فاسد خط بطلان مىكشد كه مىگويند دستگاه مديريت علوى نيز در تأمين نيازمنديهاى مردم و تحقّق بخشى به عدل و داد كامياب نبوده است .
اين پندارهاى واهى را ، يا از روى نادانى نسبت به حقايق تاريخ بازگو مىكنند ، يا از سر تجاهل و گريز از وفادار بودن نسبت به تعهّدهايى كه به هر جا روى آورند آنان را در ميان گرفته است ؛ و به هر عذرى چنگ در زنند ، باز به حال خود باقى است .
تكميلى اساسى و مهم تأمين اجتماعى
بر ما لازم بود تا فصلى - يا فصلهايى - را به « تأمين اجتماعى در اسلام » ، با تعاليم و بحثها و مسائل مهم و سازندهء آن اختصاص دهيم ، زيرا كه اسلام به بهترين و كاملترين صورت به آنها پرداخته است ، « 1 » ليكن ما مقدار فراوانى از آيات و احاديث اين موضوع را ، كه همواره بر آن تأكيد كرده است ، در جاهاى مختلف از فصلهاى باب يازدهم و باب دوازدهم آورديم ، از اين رو به همانها بسنده مىكنيم ، و از خوانندگان
هامش
« 1 » . زيرا اسلام به زندگى رفاهى توجّه داشته است تا چه رسد به تأمين ( بيمهء ) اجتماعى ، قاضى ابن برّاج طرابلسى مىگويد : « هر كس زندگى خوبى ندارد ، جايز است زكات بگيرد ( و سطح زندگى خويش را بالا ببرد ) » ، ( « المهذّب » 1 / 170 ) .