پس كار كردن بعضى براى بعضى ديگر ، كه آيهء قرآنى به آن اشاره مىكند ، امرى لازم براى اجتماع است ، تا از اين راه نيازمنديهاى مردم از طريق به كار افتادن استعدادها و مهارتهاى مختلف بر طرف شود ، و بعضى از ايشان در خدمت بعضى ديگر واقع شوند ، ليكن به صورتى متناسب ، با تعهّد به روح برادرى و مراعات موازين عدل و احسان ، و حفظ كرامت انسانى . پس مقصود از اين كار كردن ، آن صورت بهره كشانه اى نيست كه مردمان را به خورنده ( آكل ) و خورده شدهء ( مأكول ) اقتصادى تقسيم مىكند . اين در اسلام مردود است ، چنان كه در حديث نبوى « ص » آمده است : «
لا سخرة على مسلم « 1 »
( 1 ) مسلمان را نمىتوان به بيگارى گرفت » . و چنان كه امام علىّ بن ابى طالب « ع » فرموده است : «
لا تسخّروا المسلمين فتذلَّوهم « 2 »
( 2 ) مسلمانان را به سخره و بيگارى مگيريد كه اين سبب خوار كردن آنان مىشود » . پس اصول و چارچوبهاى اقتصادى در اسلام اين بهره كشى را طرد مىكند و آن را از ميان مىبرد .
خورشيد اين گونه مىتابد منشور علوى بزرگ ، در تأمين سطح معيشت عام براى توده ها
در آغاز فصل اول از « فصلهاى سطح زندگى براى توده ها » ، « 3 » مطلب را با اين سخن علوى جاودانه ، و بزرگ آغاز كرديم ، و آن را در پيشانى فصل قرار داديم تا نظرها را به خود جلب كند و پيوسته مورد ملاحظه باشد :
« ما أصبح بالكوفة أحد إلَّا ناعما ؛ إنّ أدناهم منزلة ليأكل البرّ ، و يجلس في الظَّلّ ، و يشرب من ماء الفرات « 4 »
( 3 ) در كوفه كسى شب را به صبح نمىرساند مگر با يك زندگى راحت ، پايينترين مردم از نظر شغل نان گندم مىخورند ، و خانه دارند ، و از آب گوارا ( فرات ) مىنوشند » .
هامش
« 1 » . « وسائل » 13 / 216 .
« 2 » . « بحار » 103 / 172 .
« 3 » . ( همين جلد / 179 ) .
« 4 » . « بحار » 40 / 327 ، از كتاب « مناقب » .