مىدارد ، و به ايجاد زمينه هاى مناسب براى تحريف قوانين حكيمانهء حاكم بر طبيعت و انسان و اجتماع ، و به خروج انسان از مسير اصلى خود - چنان كه هم اكنون در بسيارى از اجتماعات مشاهده مىكنيم - مىانجامد ، و اين چگونگى نتيجه اى از تكاثر است يا فقر ، در صورتى كه هيچ عبث و بيهودگى در آفرينش و بخشش الهى وجود ندارد . پس واجب است كه جامعه جولانگاهى آرام و آماده براى آن باشد كه هر فرد موهبتى را كه به او ارزانى شده است آشكار سازد . و اين چيزى است كه به ذات خود ، دو مانع را از سر راه پيشرفت برمىدارد ، يعنى تكاثر و فقر را ، و به آن مىانجامد كه سطح زندگى توده ها سطحى هموار و اگر يكسان نيست به يك ديگر نزديك باشد .
3 - حريم مطلوب براى فعّاليّتهاى انسانى :
آنچه در مورد توانهاى انسانى در تصوّر اسلامى مطلوب است ، اين است كه اين توانها براى كسب زندگيى كفافى و مقدار مناسب از لوازم معيشت با مصرفى اقتصادى و ميانه روانه به كار گرفته شود . هدف از آفرينش نعمتها در طبيعت و استعداد در آدمى ، همين است كه « قرآن كريم » بدان چنين اشاره كرده است : « * ( وَجَعَلْنا فِيها جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنابٍ وَفَجَّرْنا فِيها مِنَ الْعُيُونِ ، لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِه وَما عَمِلَتْه أَيْدِيهِمْ ) * . . . « 1 » در زمين باغهايى از خرما و انگور قرار داديم ، و چشمه ها روان ساختيم ، تا از ميوهء آن و از آنچه به دست خودشان به عمل آمده است بخورند . . . » ؛ پس هدف مورد تصريح قرآن : « * ( لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِه ) * ( 2 ) از ميوهء آن بخورند » است ، كه خطابى عام است ، نه اينكه « بعضى بخورند و بعضى تماشا كنند » ، و نه اينكه « شادخواران در بهشت نعمت غوطه ور شوند ، و ناداران در دوزخ ناكامى بسوزند » . در آيات فراوان مشتقّاتى از كلمهء « اكل » و « شرب » و كلمات « متاع » و « رزق » و « معيشة » آمده است كه همه واقعيّت ياد شده را بوضوح بيان مىكند . « 2 » و مخالفت با اين موضوع انحراف و دورىجستن از برنامهء صحيح و مشروع الهى است . و اگر چنان اتفاق بيفتد كه انسانى
هامش
« 1 » . « سورهء يس » ( 36 ) : 35 .
« 2 » . فصل 36 ، از باب 11 ( جلد پنجم / 156 - 174 ) .