تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
، و اين احتياج متقابل اشارهء به آن است كه افراد داراى موهبتها و استعدادها و تلاشهاى متفاوت و سليقه هاى گوناگونند ؛ و اگر بنا باشد كه هر كس آنچه را بر حسب ذوق و موهبت و سليقه و مهارت و تخصّص و علم و تجربهء خود مىتواند انجام دهد ، و به حق و موقعيت خود برسد ، احتياج همه بر طرف مىشود . پس بنا بر اين شالودهء قطعى در زندگى انسانى كاركشى برخى از مردم از برخى ديگر ( * ( لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا ) * ) ، كاركشى ظالمانه و يك طرفه نيست بلكه امرى چند طرفه و تعاونى چند جانبه است ، يعنى به همان گونه كه اين فرد براى آن فرد كار خاصّى را انجام مىدهد ، آن فرد ديگر نيز براى اين فرد كارى خاص به انجام مىرساند : كشاورز كشت مىكند ، كارگر به انجام دادن كار مىپردازد ، صنعتگر به كار صنعتى خود اشتغال دارد ، نانوا نان مىپزد ، پزشك به درمان كردن اشتغال مىورزد ، مرد سياسى به تدبير امور وقت مىگذراند ، مخترع در آن مىكوشد تا وسايل زندگى را آسانتر و كاملتر سازد ، سپاهى همواره آمادهء دفاع مىشود ، استاد مىآموزد ، شاگرد ياد مىگيرد ؛ نويسنده مىنويسد ، شاعر احساسات را تلطيف مىكند ، هنرمند الهام مىگيرد ، و باز مىدهد ، دانشمند اسرار عالم را مكشوف مىسازد ، عالم ربّانى مردمان را به معرفت حقيقت راهنمايى مىكند ، معلم اخلاق به تهذيب نفوس مىپردازد ، زاهد به مردمان هشدار مىدهد . و نظاير اينها . . . پس كارگر از آن جهت كه از توانايى جسمانى سرشار برخوردار است ، براى مهندس مىتراشد ، و مهندس از اين حيث كه از قدرت فكرى تخصّصى بهره مند است ، در خدمت و راهنمايى كارگر صنعتى قرار مىگيرد . بدينسان هر كس به صورتى براى ديگرى مفيد است و زمينهء بهره بردارى را براى او هموار مىسازد . و اين امرى است براى اجتماع ضرورى ، كه جامعه را به صورت يك پيكر يگانهء منسجم در مىآورد و به آن تكامل مىبخشد . و آيهء قرآنى - كه ذكر شد - از اين قانون حياتى و انسانى عام حكايت مىكند . جامعه - از اين لحاظ - به بدن انسان شباهت دارد كه از پاره ها و اندامهاى مختلف در كيفيّت و هيئت و كاركرد ، و متفاوت در درجه ،