مهم اجتماعى آن ، تسخير متقابل و دو طرفه ميان افراد است به گونه اى كه هر كس ، به كارى بپردازد و به شغلى روى آورد ، و همه طبق شغلهاى خود براى يك ديگر كار كنند ، و بهره بردارند ، و از اين طريق كارهاى مردمان جريان پيدا كند و استعدادها نمايان شود و مورد استفاده قرار گيرد ، و ادامهء زندگى براى همگان امكانپذير گردد . و اين خود سبب تمركز تعاون و همكارى عملى در ميان مردم و تكافل معيشتى خواهد بود ، نه ايجاد افراط و تفريط مالى كه سبب همهء بدبختيهاست .
سنّت خدا در آفرينش ، چنان ايجاب مىكند كه افراد جامعهء انسانى با قدرتها و موهبتهاى متفاوتى كه دارند ، به مشاغل مختلف مشغول شوند ، و چرخهاى امور اجتماعى را به بهترين صورت به گردش درآورند ، و در مقابل همه به نيازهاى زندگى و معاش خانوادگى و استراحت و تفريح و سفر به حدّ مناسب و « كفاف » دسترس پيدا كنند ؛ و در نتيجه هر كس سهم خود را از معيشت براى گذراندن زندگى و رسيدن به تكامل نسبى به دست خواهد آورد . رابطهء آدمى با جهان خارجى و ثروتهاى طبيعى ، رابطه اى نامحدود نيست بلكه با حدود عدل و منطق و مقياسهاى قسط محدود شده است ، بنا بر اين چنين آزاديى وجود ندارد كه شمارى از مردم ، با استعدادها و كفايتهايى و رابطه ها و نسبتها و نفوذها و زيركيها و چاپلوسيها ( و شارلاتانيها ) يى كه دارند به همه چيز دست پيدا كنند و هر چه مىخواهند به دست آورند و به مصرف برسانند ، و بعضى ديگر باز پس بمانند و گرفتار فقر و كاستى معيشت شوند ، و به دليل فقر مرئى و نامرئى ، به مرگ تدريجى عمر گذرانند ، تا روزى گمنام و بدبخت در گورستانى به خاك سپرده شوند . . . اگر اسلام است هرگز چنين نيست ، بلكه پيوند موجود پيوندى مبتنى بر گونه اى نزديكى و مشابهت ميان مردمان در استفادهء از موهبتها و ثروتها و نعمتها و فرصتهاست ، به گونه اى كه نعمتهاى خدا در دسترس همهء بندگان خدا قرار گيرد ، و از آن همهء بندگان خدا باشد .
انگيزه هاى افراد انسان نسبت به كارها و مشاغل - بنا بر تفاوتهاى طبيعى كه از حيث ساختمان مغز و بدن و آفرينش ، ميان آنها وجود دارد
الحياة ( فارسي ) — صفحة 248
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٢٤٨