تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
آن را پذيرفته است ؛ ليكن مسأله چنان نيست كه آنان مىپندارند ، و اين ، تهمت به اسلام است اگر چه ريشداران و نماز جماعت خوانان يا آخوندان بگويند . دين عدل به اين امور متهم نمىشود . اختلاف مردمان در استعدادها و برترى برخى از آنان نسبت به برخى ديگر ، امرى است كه خداوند متعال بدين جهت آن را مقدّر كرده است كه كارهاى گوناگون و مشاغل متفاوت و صنايع متنوّع به دست مردمان مختلف صورت بپذيرد ( بىآنكه كسى به ديگرى ستم كند ، يا خود را برتر از او بداند ، يا تافتهء جدا بافته بشمار آورد ، يا كسى به بهره كشى از ديگرى بپردازد ، يا انسانى كسانى را پيوسته فقير و محتاج نگاه دارد ، يا از رسيدن حقّ كسى به او جلوگيرى به عمل آورد ، يا حرمت او را زير پا گذارد ، يا بر سر او داد زند ، يا به چشم تحقير - معاذ الله - در او بنگرد ، يا از دست يافتن وى به لذايذ مشروع زندگى ممانعت كند ، يا مايهء گمراهى او شود ، يا سبب استضعاف او را فراهم آورد ) ، تا بدين گونه « جامعهء قرآنى » و « حيات جعفرى » تحقّق يابد ، و زندگى « جامعهء انسانى » استمرار پيدا كند و ادارهء همهء بخشهاى آن با فراهم آوردن هر چه لازم است ميسّر شود ؛ و اينها همه همراه با رعايت عدل و داد نسبت به همگان باشد ، و همگان به آنچه خداوند بهرهء ايشان كرده است برسند . بنا بر اين ، پس اختلاف ياد شده براى آن نيست كه سبب استقرار اصول باطل طبقاتى گردد ، و نظام « آكل و مأكول اقتصادى » از آن نتيجه شود . « 1 » پس هدف از اينكه خدا مردمان را با يك ديگر متفاوت آفريده است آن نيست كه جامعهء بشرى به طبقاتى متعالى و مستكبر و طبقاتى فرو افتاده و مستضعف تقسيم شود ، و در استفادهء از نعمتها و موهبتهاى الهى ميان آنان تفاوتهاى فاحش وجود داشته باشد . بنا بر اين ، آيهء ياد شده با ديگر آياتى كه بر همگانى بودن مواهب و ارزاق و معيشتها دلالت دارد تضاد و تناقضى ندارد ، بلكه همچون ديگر آيات هدف
هامش
« 1 » . در بارهء مفهوم « طبقات » در اسلام و در نظام تكاثرى و تفاوت آنها ، در « نگاهى به سراسر فصل 49 » ، از باب 11 بحث كرديم ؛ آنجا را دوباره با ژرفنگرى بخوانيد ( جلد پنجم / 330 - 345 ) .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 247 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام