- « باب مستحب بودن استعمال عطر و پوشيدن لباسهاى گرانبها در هنگام رفتن به مسجد و هنگام خواندن دعا » ( 3 / 503 ) .
و شيخ ما ، حاج ميرزا حسين نورى در كتاب « مستدرك الوسائل » ، بابهايى در اين باره نگارش داده است :
- آداب گرمابه رفتن و تنظيف و زينت ( 1 / 54 - 65 ) .
- بابى در بارهء مستحب بودن تجمّل و مكروه بودن بيچاره نمايى ( 1 / 206 ) .
- بابى در بارهء مستحب بودن پوشيدن جامهء پاك و پاكيزه ( 1 / 207 ) .
- بابى در بارهء استحباب انگشترى در دست راست داشتن ( 1 / 214 ) ، تا پايان سى و هشت باب ( 1 / 222 ) .
و به همين گونه بابهاى بسيارى در ديگر كتابهاى متناسب با موضوع در بارهء مسائل ياد شده مشاهده مىكنيم .
و اينها همه ، بصراحت و تأكيد ، دليل بر آن است كه اسلام دين « زندگى » و « حيات » است ، و امور ياد شده به صورت چارچوبهايى كلَّى براى سامان بخشى به زندگى و معيشت مردم - بخصوص در جامعهء برادرانهء اسلامى - آمده است . « 1 » پس در چنين جامعه اى بخشهايى از مردم بدين نام كنار گذارده نمىشوند كه از فقيرانند ، و اين سخنان كفر آميز گفته نخواهد شد كه اگر خدا مىخواست خوراك و پوشاك به ايشان مىرساند و . . . نه ! بلكه اسلام مىگويد : « آنان را در معيشت شريك خود قرار دهيد . . . و حقوق ايشان در اموال شماست ، و روزيهاى ايشان در روزيهاى شما ، و روغن مو و عطر ايشان در روغن مو
هامش
« 1 » . و روشن است كه اين گونه امور ، در مقام تأمين طبقات فرودست و مستضعف ، منحصر به قوت « يك شبانه روز » نيست .