مستلزم دور باطل است و . . .
اينها سلسله اعتراضات فخر رازى بر وجود صورت نوعيّه بود .
خواجه نصير طوسى به بيانى كه گذشت به اعتراضات او پاسخ داد كه نيازى به تكرار آن نيست .
در تأييد نظر خواجه ، از اينكه اعتراضات فخر رازى در حدّى نيست كه دليل اثبات صورت نوعيّه را از حجيّت بازدارد چند مطلب را يادآورى مىنمائيم .
1 - فخر رازى تصريح مىكند كه اگر بعضى از آثار و كيفيات اجسام مانند سهولت انفكاك و . . . معلول صور نوعيّهاند ، همهء اجسام نيازى به صورت نوعيّه ندارند و اجسامى كه به صعوبت انفكاك و التيام را مىپذيرند - صعوبت كه به معنى عدم سهولت است - ممكن است معلول عدم صورت نوعيّه باشد . عدم انفكاك فلك هم ممكن است معلول عدم صورت نوعيّه باشد .
طبق اين كلام ، او براى بعضى از اجسام ، قائل به صورت نوعيّه است ، درحالىكه دو دليل آورد بر اينكه صورت نوعيّه ، كلّا باطل است .
2 - فخر رازى بر دليل اثبات صورت نوعيّه اعتراض وارد مىكند سپس دليل بر ابطال مطلق صورت نوعيّه مىآورد و اختلاف آثار اجسام را به هيولى نسبت مىدهد ، درحالىكه بر دليل فصل و وصل در اثبات هيولى اعتراض نمود و دليل بر ابطال هيولى مىآورد ( رجوع شود به صفحه 65 )
3 - فخر رازى در « المباحث المشرقيّه » كلامى دارد در تأييد قول بوجود صورت نوعيّه در ابتدا طبيعت را سه قسم مىشمرد :
« طبيعت عامّ يعنى ذات شىء ، طبيعت خاصّ يعنى مقوّم ذات و طبيعت اخصّ يعنى مبدأ تحريك و تسكين » . سپس كلام خود را چنين ادامه مىدهد :
« صورت نوعيّهء بسائط ، عبارت از نفس طبيعت آنها است ، چنانچه صورت مقوّم آب ، همان طبيعت آب است . فرق ميان « طبيعت » و « صورت نوعيّه » اعتبارى است طبيعت به اعتبار اينكه مبدأ آثارى مانند برودت و رطوبت است ، آن را « طبيعت » گويند و به اعتبار اينكه مقوّم نوع است ، آن را صورت نوعيّه گويند » « 1 » .
هامش
( 1 ) . . . . أنّ الصّورة فى البسائط هى نفس الطبيعة كالماء مثلا فأنّ صورته المقوّمة ليست الّا نفس طبيعة و مع ذلك فالأعتبار مختلف لأنّها بالقياس الى تقويم النّوع صورة و بالقياس الى كونه مبدأ للأثار الملائمة للماء مثل البرودة و الرّطوبة طبيعة . . . . فخر رازى - المباحث المشرقيه - ج 1 - صفحهء 523 .