در تأييد نظر خواجه سه مطلب را يادآورى مىنماييم :
1 - فخر رازى كه مىگويد ، ذات صورت ، علّت تشخّص هيولى است و هيولى هم ، علّت تشخّص صورت است ، صرفنظر از جوابى كه خواجه داده ، اين قول ، فرع بر قبول تركّب جسم از هيولى و صورت است ، درحالىكه فخر رازى منكر وجود هيولى است و دليل بر نفى هيولى مىآورد ( رجوع شود به صفحهء 65 ) كسى كه منكر وجود هيولى است ، چگونه ممكن است ، ذات هيولى را ، علت تشخّص صورت معرّفى كند .
2 - فخر رازى مىگويد ، مطلق ، غيرموجود است و انضمام دو امر مطلق غيرموجود ، ممكن است . گرچه خواجه جواب داد كه مطلق بدون قيد اطلاق موجود است ولى با فرض درستى نظر فخر رازى كه مطلق ، غيرموجود است چگونه ممكن است ، دو شىء مطلق ، يعنى دو امر غيرموجود باهم انضمام پيدا كنند و آيا چنين تصوّرى ممكن است .
3 - ذات فاقد تشخّص هريك از هيولى و صورت ، اگر علّت تشخص ديگرى باشد ، لازم مىآيد ، امر عدمى علّت تشخّص و وجود شىء باشد كه درست نيست .