علّامه حلّى در جوهر النّضيد - كه شرح بر « منطق التجريد » است مىگويد :
« در شرح اين قسمت از كلام خواجه ، اعتراضى بذهنم رسيد و آن اينكه ، اين كلام به اين اطلاق بايد صحيح نباشد ، چون لفظ گاه مشترك است در دلالت بر تمام معنى و جزء معنى و گاه مشترك است در دلالت بر معنى و بر خارج لازم آن ، در اين فرض ، دلالت لفظ بر جزء معنى يا بر خارج لازم ، اگر به اعتبار وضع باشد ، دلالت مطابقى صدق خواهد كرد . و اگر جزء معنى يا خارج لازم معنى را اعتبار كنيم ، آنگاه دلالت تضمّن يا التزام خواهد بود . اين اعتراض را خدمت خواجه عرضه داشتم ، در جوابم فرمود :
هيچگاه لفظ خودبخود ، دلالت بر معنى ندارد ، دلالت آن بر معنى ، تابع قصد و اراده است ، اگر از لفظى معنى مطابقى اراده شود ، ديگر نمىتوان از آن ، معنى تضمّنى يا التزام اراده نمود ، چون در هر استعمال بيش از يك اراده ممكن نيست « 1 » .
3 - به اعتقاد خواجه ، تعريف مركّب از جنس و فصل اگر بر خلاف ترتيب طبيعى باشد ، رسم است ، نه حدّ .
خواجه در « منطق التجريد » دربارهء تعريف برسم مىگويد :
« تعريف برسم ، شامل اعراض عامّهء ذاتى و اعراض خاصّهء بيّن است . بهترين تعريف برسم آن است كه در آن جنس به كار گرفته شده باشد - مانند حيوان خندان در تعريف انسان - . . « 2 » » .
سپس كلام خود را چنين ادامه مىدهد :
« تعريف مركّب از جنس و فصل ، اگر بر خلاف « ترتيب طبيعى » باشد يعنى اگر فصل مقدم بر جنس باشد آن نيز ، تعريف برسم است « 3 » » .
علّامهء حلّى ، در « شرح منطق التجريد » مىگويد :
« خواجه ، تعريف مركّب از جنس و فصل را كه بر خلاف ترتيب طبيعى باشد ، به اين
هامش
( 1 ) . و لقد اوردت عليه قدّس روحه ، هذا الاءشكال و اجاب بأنّ اللّفظ ، لا يدلّ بذاته على معناه بل باعتبار الاءرادة و القصد ، و اللّفظ حين ما يراد منه المعنى المطابقىّ ، لا يراد منه التضمّن فهو انّما يدلّ على معنى واحد لا غير . . . - علّامه حلّى - جوهر النّضيد - انتشارات جار اللّهى - بازار بين الحرمين - صفحهء 4 .
( 2 ) . و الرّسوم ما يشتمل على الاءعراض الذّاتية و الخواصّ البيّنة و يفيد التّمييز فقط . . . خواجه نصير طوسى - منطق التجريد - نقل از جوهر النضيد صفحهء 194 .
( 3 ) . . . . و المقوّمات اءذا لم يترتّب على التّرتيب الطبيعىّ كان المركّب رسما . . . مأخذ قبل .