تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧

اعتراض فخر رازى بر دليل بو على در اثبات عقل از راه امتناع عليت جسمى بر جسم ديگر و جواب خواجه به آن .

دليل ديگر بو على در « اشارات » در اثبات عقل مفارق ، از راه امتناع عليّت فلكى بر فلك ديگر بطور مطلق است خواه علّت حاوى باشد يا محوى ، و فخر رازى را بر اين كلام بو على اعتراضى است و خواجه به آن پاسخ مىدهد و ما با ذكر اقوال هريك به بررسى مىپردازيم .

بيان بو على در « اشارات » در اينكه هيچ فلكى علّت فلك ديگر نيست چنين است :

« هيچ جسم فلكى علّت فلك ديگر نخواهد بود چون فعل جسم به صورت آن است نه بمادّه آن براى اينكه وجود بالفعل جسم به صورت است . صورت كه قائم بماده باشد - صورت نوعيه و جسميّه - فعل آن بوساطت ماده - بمشاركت وضع - انجام‌پذير است آتش چيزى را گرم مىكند كه ملاقى با جرم آن يا مقابل جرم آن باشد صورتى هم كه قوام بمادّه ندارد مانند نفس ناطقه در صدور فعل نيازمند بمادّه - مشاركت در وضع - است و گرنه مفارق از مادّه خواهد بود نتيجتا نفس نخواهد بود پس صدور فعل از جسم بمشاركت وضع است . جسمى كه علّت جسم ديگر باشد ابتدا علّت اجزاء - ماده و صورت - آن است مادّه و صورت چون جسم نيستند فاقد وضع‌اند پس عليت جسمى براى جسم ديگر ممكن نيست » « 1 » .

اعتراض فخر رازى بر اين كلام بو على چنين است :

حكما را اعتقاد بر اين است كه اگر جسمى علّت جسم ديگرى باشد علّيت آن بجزء صورى آن است نه بجزء مادّى آن براى اينكه مادّه قابل است اگر فاعل هم باشد لازم مىآيد شىء واحد هم فاعل باشد و هم قابل كه محال است ولى اين تعليل حكما در عدم عليّت مادّه درست نيست چون بو على در « اشارات » - نمط هفتم - آورده است كه « علم حق تعالى بموجودات عبارت از صورى مىباشند كه حالّ در ذات حق تعالى هستند و علّت آن « صور » هم ذات حق تعالى است » و لازمهء اين كلام بو على اين است كه ذات بسيط واحد حق تعالى هم قابل آن صور باشد و هم فاعل آنها ، پس مادّه هم كه قابل است بايد مانعى نباشد كه فاعل هم باشد » « 2 » .
هامش
( 1 ) . . . . ليست الأجسام السماويّة عللا بعضها لبعض و انت أذا فكّرت مع نفسك علمت أنّ الأجسام أنّما تفعل بصورها و الصورة القائمة بالأجسام و الّتى هى كماليّة لها أنّما تصدر عنها افعالها بتوسط ما فيه قوامها و لا توسط للجسم بين الشىء و بين ما ليس بجسم من هيولى او صورة حتى يوجد هما اوّلا فيوجد بهما الجسم فأذن الصّورة الجسميّة لا تكون اسبابا لهيوليات الأجسام و لا لصورها . . . بو على - اشارات - نقل از شرح خواجه - ج 3 - صفحهء 237 . ( 2 ) . قول الحكماء : أنّ الجسم لو كان علّة لجسم آخر لكانت عليّة العلّة اما بهيولاه . . . - دنبالهء پاورقى در صفحه بعد
بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 207 | سيد حسن حسنى