دليل بر اثبات عقل مفارق است كه حركت فلك دائمى و غيرمتناهى باشد ليكن در جاى خود ابطال غيرمتناهى باثبات رسيده است به اين عبارت « و لتوقّفه على دوام ما اوجبنا انقطاعه » « 1 » اين سخن خواجهء طوسى با اين اطلاق ناتمام است چون سلسلهء امور نامتناهى به شرط ترتب و اجتماع در وجود محال است و در حركت فلك اجتماع در وجود نيست ازاينرو غيرمتناهى بودن حركت فلك محذورى را دربر ندارد .
آنچه آورديم چنان نيست كه خواجهء طوسى توجه به ضعف اين گفته خود نداشته باشد طبق توضيحى كه در مقدمه صفحهء 18 آوردهايم خواجه عليه الرحمة در كتب كلامى خود سخن بمذاق اهل كلام مىآورد ، معتقد شخصى خود را ، در كتب فلسفى خود ارائه نموده است .
آيت الله مرحوم ابو الحسن شعرانى نيز در تأييد برهانى كه از طريق حركت دائمى فلك عقل مفارق را اثبات مىكند چنين مىگويد :
« اين برهان تامّ است خواه مانند قدماء بافلاك بطلميوسى قائل شويم و خواه مانند اهل اين عصر كرات آسمانى را متحرك در فضاى غيرمحدود دانيم ، چون حركت دورانى بههرحال طبيعى نيست چون اگر طبيعى بود به يك وضع از اوضاع كه مىرسيد ساكن مىشد و قسرى نيست چون قسر بر خلاف طبيعت است هرگاه طبيعى نباشد قسرى نيز نيست بلكه گوئيم حركت مستقيم نيز جهت معينى ندارد نيز طبيعى و قسرى نيست بلكه ارادى است » « 2 »
وجود عقل مفارق تأييد شرع نيز هست . طبق حديث مشهور اول مخلوق حق تعالى عقل است چنان كه در كافى آمده است : « هو اول خلق من الرّوحانيين » . حق تعالى همهچيز را يكباره نيافريده اول صادر از حق تعالى جسم نيست چون مركب است اعراض هم محتاج بجواهرند و در خلقت از جواهر متأخرند . نفوس در افعال محتاج به بدنند ، پس صادر اول بايد جوهر مجرد باشد كه احتياج بجسم ندارد كه همان عقل است .
فخر رازى كه در شرح اشارات دليل بر اثبات وجود عقل را از طريق حركت افلاك ابطال مىكند در المطالب العاليه در صحّت اين برهان مطلبى به اين شرح بيان مىكند :
« الفصل الخامس فى تعديد الطرق المذكورة فى اثبات العقول الفلكيّه اعلم ان الوجوه المذكورة لهم فى هذا الباب ثمانية الحجة الاولى و هى الحجة المبنيّة على ان حركات الأفلاك شوقيّة تشبيهيّة و قد سبق تقريرها « 3 » .
هامش
( 1 ) . تجريد الكلام - بنقل از شرح علامه صفحهء 133 .
( 2 ) . اسرار الحكم پاورقى صفحهء 163 .
( 3 ) . المطالب العاليه ج 7 - صفحهء 377 .