اعتراض فخر رازى بر بو على در وجود تقدم علّى و جواب خواجه به آن .
بو على در « اشارات » از تقدم و تأخّر ذاتى بعنوان مقدّمهاى در اثبات حدوث ذاتى ممكنات سخن گفته و بمناسبتى فقط يك قسم از اقسام تقدم ذاتى - يعنى تقدم علّى - را عنوان كرده است . فخر رازى كه در مفهوم تقدم علّى برايش شبههاى بوده آن را بعنوان اعتراض بر بو على مطرح نموده است و خواجه به آن پاسخ داده است ابتدا كلام بو على سپس اعتراض فخر رازى و جواب خواجه را مىآوريم .
بو على در « اشارات » در بيان بعضى از اقسام تأخّر چنين مىگويد :
« گاه چيزى در زمان ، متأخّر از ديگرى مىباشد و گاه در مكان ، متأخّر از ديگرى است ، از جمله اقسام تأخّر كه توجّه به آن اكنون مورد نياز ما است اين است كه چيزى در وجود متأخّر از ديگرى باشد هرچند با متقدّم در زمان معيت داشته باشد ، به اين بيان كه : وجود متأخّر ، از متقدّم باشد نه كه وجود متقدم از آن باشد و استحقاق وجود بر متأخّر به جهت آن است كه وجود بر متقدّم حاصل شده باشد به عبارت ديگر متقدم ، واسطه در حصول وجود بر متأخّر بوده و علّت آن باشد و . . . مانند اين مثال : « دستم را حركت دادم سپس كليد در دست من حركت كرد » در اين مثال حركت دست و حركت كليد در يك زماناند با اين وصف حركت كليد در وجود ، متأخّر از حركت دست است ، اين نوع تأخّر را تأخّر ذاتى گويند و متقدّم ، علّت متأخّر مىباشد « 1 » » .
اعتراض فخر رازى بر اين كلام بو على چنين است :
« بو على كه در كلام خود تقدّم علّى را عنوان كرده اگر مرادش از تقدّم علّت ، تأثير علّت باشد ، كلام درستى است ولى بيفائده است چون علّت هم بمعنى تأثير است ، بنابراين مقصود از عبارت « علّت مقدّم بر معلول است » اين است كه : مؤثّر در چيزى مؤثّر در آن باشد كه كلام لغوى مىباشد و كلام بو على در بيان تقدم « علّى » در دو چيز خلاصه مىگردد :
1 - چيزى كه علّت باشد ، « وجود » ، اوّل براى علّت حاصل است و در ثانى براى معلول حاصل مىگردد و عكس آن صحيح نيست و اقتضاى اين كلام تقدم وجودى علّت بر معلول است 2 -
هامش
( 1 ) . الشىء قد يكون بعد الشّىء من وجوه كثيرة : مثل البعديّة الزّمانيّة و المكانيّة و انّما نحتاج الآن من الجمله الى ما يكون باستحقاق الوجود و ان لم يمتنع ان يكونا فى الزّمان معا و ذلك اذا كان وجود هذا عن آخر و وجود الأخر ليس عنه فما استحقّ هذا الوجود الّا و الأخر حصل له الوجود و وصل اليه الحصول و أمّا الأخر فليس يتوسّط هذا بينه و بين ذلك الأخر فى الوجود . . . و ليس يصل الى ذلك الّا مارّا على الأخر و هذا مثل ما تقول : حركّت يدى ثم تحرّك المفتاح . . . و ان كانا معا فى الزمان فهذا بعدية بالذّات . . . بو على - اشارات - نقل از شرح خواجه - ج 3 - صفحهء 109 .