مقارنه ، ممكن است » براى فرق ميان مقارنهء بالقوّه و بالفعل بوده و دلالتى بر تفكيك « تعقّل » از « مقارنه » ندارد .
مىگوئيم جواب خواجه ، تناقض كلام بو على را - آنگونه كه فخر رازى بيان داشت - رفع نمىكند ؛ چون توجيه خواجه از عبارت بو على استفاده نمىشود ، زيرا در موردى بو على مىگويد :
« تعقّل عبارت از مقارنهء عاقل با معقول است » « 1 » و در مورد ديگر مىگويد :
« پس از حصول مقارنهء صورت عقلى ، با جوهر مستقلّ قائم بذات ، ممكن است كه جوهر مستقلّ ، آن صورت را تعقّل كند » « 2 » .
روشن است كه در هيچيك از اين عبارات بو على ، مقارنهء بالقوّه و بالفعل و يا مرحلهء عقل هيولانى نفس و مرحلهء عقل بالفعل نفس ، فهميده نمىشود .
ديگر آنكه بر اين كلام خواجه كه مىگويد « مقارنهء نفس در مرحلهء عقل هيولانى با معقول ، بالقوّه است و تعقّل به امكان است و چون نفس به مرحلهء عقل بالملكه رسيد تعقّل ، فعليّت و وجوب پيدا مىكند » ايراد ديگرى وارد است و آن اينكه نفس در مرحلهء عقل هيولانى چون معقول را از عوارض غريبه بطور كامل تجريد نمىنمايد ، نه « مقارن » ، بر آن صادق است و نه « معقول » . چون انطباع صورتى در نفس حاصل نشده است ، نه اينكه مقارنت صدق كند و اطلاق معقول بر آن به امكان باشد به اين ايراد قطب رازى در كلام خواجه توجّه نموده است « 3 » .
بنابراين جواب خواجه ، اعتراض فخر رازى را بر دليل بو على در اثبات اين مطلوب كه « هر معقول قائم بذات عاقل است » بطور كامل دفع نمىكند .
هامش
( 1 ) . . . . أنّما تعقله العاقلة بالمقارنة لا محالة . . . . بو على - اشارات - نقل از شرح خواجه - ج 2 - صفحهء 383 .
( 2 ) . فأذا قارنه معنى معقول كان له بالأمكان جعله متصوّرا . . . مأخذ قبل - صفحهء 392 .
( 3 ) . فيه نظر لأنّ المعنى المعقول أن لم ينطبع فى النّفس لم يقارنه لأنّ المقارنة هيهنا هى مقارنة الحالّ للمحلّ ، و الصّور غير حالّة فى النّفس و أن قارنه لم يكن مع الغواشى . . . قطب رازى - محاكمات - ذيل صفحهء 395 شرح خواجه بر اشارات - ج 2 -