تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
نمىنمايد ، گاه قوّهء عاقله و صورت موجود در ذهن را طرفين اضافه معرّفى مىكند و گاه به ترديد ، قوّهء عاقله و صورت ذهنى را يك طرف اضافه و موجود خارجى را طرف ديگر آن اعلام مىكند ، به اين بيان : « علم و ادراك ، حالتى است اضافى ميان قوّهء عاقله و صورت ذهنى يا ميان قوّهء عاقله و صورت ذهنى با موجود خارجى » « 1 » . او كه يكى از طرفين اضافه را « صورت حال در ذهن » ، معرّفى مىكند پس بايد حصول صورت در ذهن هم مورد قبول او باشد ، در صورتى كه طبق آنچه در گذشته از او نقل كرديم ، اين را انكار مىنمايد و توالى فاسد چندى نظير : انطباع كبير در صفير ، يا از تعقل حارّ و بارد و دائره لازم خواهد آمد كه ذهن نيز حارّ و بارد و مدوّر گردد ؛ بطور خلاصه بيشتر اعتراضاتش بر بو على كه علم را از مقولهء كيف مىداند ، مبتنى بر اين بوده كه « حلول صورت در ذهن » باطل است و براى همين بوده كه معتقد شد علم از مقولهء اضافه است با اين وصف او كه يكى از طرفين اضافه را ، صورت حاصل در ذهن معرّفى مىكند ، تمام آن اعتراضات كه براى قول به اينكه علم از « مقولهء كيف » باشد برشمرد ؛ بر قول به اينكه « علم » از مقولهء اضافه باشد نيز وارد خواهد بود . 2 - فخر رازى ادراكات را به دو نوع تقسيم كرد ، نوع اوّل ادراكى كه تحقّق آن بدون وجود مدرك ( بفتح راء ) در خارج امكان ندارد ، مانند محسوسات ظاهرى كه اين نوع ادراك را عبارت از اضافهء قوهء مدركه به موجود خارجى مىداند و تصريح نمود كه « ابصار » حالتى نسبى و اضافى ميان قوّهء باصره و مبصر خارجى است كه به انطباع و حلول صورت در عقل نيازى نيست . نوع دوم ادراكى است كه تحقّق آن بدون وجود مدرك ( بفتح راء ) در خارج ، امكان‌پذير است و تصريح نمود كه نوع دوّم « ادراك » را نمىتوان از مقولهء اضافه دانست بلكه از مقولهء « كيف » است ، چنانچه اعتقاد بو على است ، كلام فخر رازى در اين مورد چنين بود : « ادراكى كه مدرك وجود خارجى ندارد ، احتمال اينكه « علم » از مقولهء كيف باشد صحيح است ، نه از مقولهء اضافه ، چون اضافه مستدعى وجود مضاف اليه است و مضاف اليه كه وجود خارجى ندارد ، پس ادراك را از مقولهء اضافه دانستن محال است » « 2 » .
هامش
( 1 ) - . . . حالة نسبيّة اضافيّة أمّا بين العاقلة و بين الماهيّة الصّورة الموجودة فى العقل ، او بينهما و بين الأمر المتقدر فى الخارج . . . . فخر رازى - شرح اشارات - ج 1 - صفحهء 133 . ( 2 ) - . . . أمّا الأدراكات الّتى يمكن حصولها عند عدم مدركاتها فى الخارج لا يقدح فيها هذا الأحتمال ( اى احتمال كون الأدراك بمعنى حصول الصورة فى العقل ) لأنّ الأضافة الى الشّىء تستدعى وجود ذلك الشىء فأذا لم يكن ذلك الشّىء موجودا فى الخارج استحال أن يكون الأدراك عبارة عن الأضافة اليه . . . - دنبالهء پاورقى در صفحهء بعد