و امّا اگر با اين امور قرب الهى نيز منظور باشد و غايت اصلى قبح معصيت را داند توبه آن صحيح است ، مثل آن كه گنهكارى كه ظلم نموده باشد عذرى به مظلوم بگويد از جهت خوف از سلطان ، نه از جهت بدى ظلم عقلا عذر آن ظالم را مردم خوب نمىدانند و مقبول طبع ايشان نخواهد بود .
و مضمون معنى متن به ترتيب اين است كه تائب ندامت بر قبيح را از جهت قبح بايد داشته باشد و الّا توبه آن منتفى است ، و خوف نار اگر غايت توبه باشد نيز منتفيست آن توبه ، و همچنين توبه از اخلال به واجب كه اگر علّت آن توبه اخلال به واجب باشد خوب است ، امّا اگر جهت حفظ بدن و خوف به نار باشد توبه نيست .
قال : : و لا تصحّ من البعض ، و لا يتمّ القياس على الواجب . « 1 » اختلاف [ الف - 348 ] نمودهاند شيوخ معتزله در اين كه آيا توبه مبعّض مىشود يا نه ؟ رفته است ابو هاشم كه توبه صحيح نيست از قبيحى نمودن دون قبيحى ، و رفته است ابو على بر جواز اين تبعيض .
و مصنّف - رحمه اللّه - استدلال نموده بر مذهب ابى هاشم به اين كه ما بيان كرديم اين را كه واجب است كه تائب نادم باشد بر فعل قبيح از جهت قبحش ، و اگر اين نحو نباشد توبهاش مقبول نيست به نحوى كه گذشت ، و قبح در جميع قبايح متحقّق است ، پس توبه از بعض قبيح اگر « 2 » بكند و از بعضى نكند معلوم مىشود كه توبه به اعتبار قبح
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 419
( 2 ) . ن ، الف : - اگر