كبيره [ ب - 347 ] از معاصى يا اخلال به واجب ، خواه آن كه توبه از آنها سابق نموده باشد كسى يا ننموده باشد .
و استدلال نموده مصنّف - رحمه اللّه - بر وجوب توبه به دو وجه :
اوّل : آن كه در توبه دفع ضرر از عقاب يا از خوف مىكند و اين واجب است .
دويم : آن كه ما مىدانيم قطعا وجوب ندامت را بر فعل قبيح يا اخلال به واجب ، هرگاه اين معلوم شد پس واجب است توبه از هر ذنبى اعمّ از اين كه فعل قبيح باشد يا اخلال به واجب .
و ضمير « لدفعها » راجعه به توبه است ، يعنى واجب است از جهت دفع نمودن توبه ضرر را كه اضافه به فاعل باشد .
قال : : و يندم على القبيح لقبحه و الّا انتفت ، و خوف / * الف / 262 / النّار ان كان الغاية فكذلك ، و كذا الاخلال بالواجب . « 1 » يعنى واجب است بر تائب كه ندامت از قبيح داشته باشد حين توبه ، از جهت آن كه قبيح است و علّت توبه قبح آن باشد ، و عزم بر ترك معاودت آن داشته باشد و الّا توبه نخواهد بود ؛ مثل آن كه كسى توبه از جهت خوف نار و عدم ملامت مردم و دخول بهشت نمايد ، نه از جهت قبح و بدى و قرب الهى كه اين توبه نيست ، پس منظور بايد اصل قبح باشد و حرمان قرب الهى ، نه حفظ خود از نار و ملامت ناس يا سلامتى بدن .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 418 : - بالواجب