تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 1103

مساهمون:

ص١١٠٣
و امر ثانى از امرين كه گفته شد از كلام مصنّف - رحمه اللّه - دو امر مفهوم مىشود اقامت دليل ثانيست بر انتفاء فنا و قريب « 1 » است « 2 » به دليل سابق ، و آن اين است كه جوهر باقى مانع وجود ضدّش مىشود كه به آن فناى آن جوهر باشد ، بلكه جوهر باقى خود اولى است در ضدّ بودن و مانع وجود ضدّ خود شدن ، چون متقرّر و مستقلّ در وجود شده از غيرش جوهر باشد يا عرض . قال : : و لاستلزامه انقلاب الحقايق أو التسلسل . « 3 » يعنى قول به فناى جواهر ، يعنى اگر محقّق باشد بودن فنايى كه ضدّ جواهر فرض شده است ، مستلزم واحد از دو امر محال است ، يكى انقلاب حقايق ، و ثانى تسلسل ، و هر دو مستلزم محال است ، و استحالهء هر دو ظاهر است . امّا بيان ملازمت أحد امرين : اين است كه فنا يا واجب الوجود است بالذّات يا ممكن الوجود است ، و هر دو قسم باطل است . امّا اوّل : به جهت آن كه اين فنا معدوم بوده و آخر فرض وجودش شده و الّا جواهر موجود نمىشدند ، و اين معنى دالّ است بر امكانش ، پس واجب الوجود بودن آن باطل خواهد بود . و امّا ثانى : كه ممكن الوجود باشد بالذّات باطل است ، از جهت آن كه صحيح است در آن عدم ، و الّا ممكن نبود ، پس عدمش اگر بوده باشد بالذّات پس ممتنع است بعد از آن كه فرض امكانش شده بود ، و
هامش
( 1 ) . م : قربت ( 2 ) . م : - است ( 3 ) . كشف المراد / 403