تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 1101

مساهمون:

ص١١٠١
قال : و اثبات الفناء غير معقول لانّه ان قام بذاته لم يكن ضدّا و كذا ان قام بالجوهر . « 1 » چون ذكر نمود مصنّف - رحمه اللّه - مذهب حقّ را در كيفيّت اعدام عالم ، شروع نمود « 2 » در ابطال مذهب مخالفين در اين مطلب . بدان كه علّامه - رحمه اللّه - گفته كه از جملهء جمعى كه مخالفت نموده‌اند در كيفيّت اعدام / * ب / 249 / فرقه‌اى از معتزله‌اند كه گفته‌اند [ ب - 331 ] اعدام نيست تفريق اجزا ، بلكه اعدام خروج نمودن از وجود است به اين نحو كه خداى - تعالى - خلق نموده از براى جواهر ضدى كه آن فنا است ، و سه مذهب در اين اختيار نموده‌اند . ابن اخشيد گفته كه فنا نيست متحيّز ، و نيست قائم به متحيّز ، ليكن حاصل مىشود در جهت معيّنه ، پس هرگاه خداى - تعالى - احداث فنا نمايد در آن جهت كه خواهد معدوم مىشوند جواهر بتمامها . ثانى : گفته است - ابن شبيب - كه خداى - تعالى - حادث مىكند در هر جوهرى فنائى كه اين فنا مقتضى عدم آن جوهر است در زمان ثانى ، پس اين فنا را قائم در محلّ دانسته است . ثالث : گفته است - ابو على و ابو هاشم و كسى كه تابع اينهاست كه فنا حادث مىشود بدون محلّ ، پس فانى مىكند جواهر را بتمامها . بعد از اين اختلاف نموده‌اند ، پس رفته است ابو هاشم و قاضى القضاة و جمعى كه تابع اويند به اين كه فناء واحد كافيست در عدم كلّ جواهر ، و رفته است ابو على و اصحابش به اين كه از براى هر جوهرى
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 403 ( 2 ) . ن ، الف : نموده