عفو نمود از مروان بن حكم يوم جمل با وجود آن كه او شديد العداوة بود با حضرت امير - عليه السّلام - و عفو نمود از عبد اللّه بن زبير چون اسير شد روز جمل به دست آن حضرت - عليه السّلام - و بود دشنام دهنده به آن حضرت - عليه السّلام - ظاهرا و گفت آن حضرت - عليه السّلام - : بود زبير هميشه مردى از ما اهل بيت تا آن كه عبد اللّه پسر او جوانى شد كه آن وقت برگشت زبير « 1 » . و عفو نمود « 2 » از سعيد بن العاص [ ب - 318 ] كه عدوّ او بود .
و اكرام عايشه نمود ، و فرستاد او را به مدينه با بيست زن بعد از حرب او با آن حضرت - عليه السّلام - ، و گذشت از گناه اهل بصره با محاربت ايشان با حضرت ، عليه السّلام . « 3 »
و چون حرب با معاويه رو نمود سبقت نمودند اصحاب معاويه بر آب و مانع آب از لشكر آن حضرت - عليه السّلام - شدند ، و چون تشنگى شدّت نمود به اصحاب حضرت - عليه السّلام - حمله نمود آن حضرت - عليه السّلام - بر لشكر معاويه و ايشان را متفرّق نمود . و محلّ آب را از ايشان گرفت ، مىخواستند مردم حضرت - عليه السّلام - كه لشكر او را از آب منع نمايند ، نهى نمود از اين امر حضرت امير « 4 » - عليه السّلام - لشكرى را ، و فرمود : واكنيد راه آب راه از براى ايشان قدرى كه در تندى شمشير هست ، چيزى كه مغنى از اين منع
هامش
( 1 ) . بسنجيد با : بحار الانوار ج 41 / 49
( 2 ) . م : - نمود
( 3 ) . ر . ك : بحار الانوار ج 41 / 91
( 4 ) . م : - امير