و ردّ نمود عثمان حكم بن ابى العاص - لعنه اللّه - را « 1 » به سوى مدينه ، و او را حضرت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - منع و بيرون از مدينه كرده بود چون شرير و عدوّ اسلام بود و امتناع نموده بودند ابو بكر و عمر از ردّ آن ؛ پس به سيرت و سنّت حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - كه اخراج او نموده بود عمل نكرد و مخالفت سنّت شيخين كه شرط نموده بود به طريق ايشان باشد نمود و هر چند حضرت امير - عليه السّلام - و صحابه منع عثمان در تجويز دخول او نمودند راضى نشد ، و او را در مدينه آورد . واقدى و ابن عبد البرّ و جمعى به طرق بسيار اين را نقل نمودهاند . « 2 »
و والى گردانيد وليد بن عتبه را ، پس ظاهر شد از او شرب خمر ، و نماز با مسلمين كرد سكران . و حاكم نمود سعيد بن عاص را در كوفه ، پس امور چند از او ناشى شد كه اهل كوفه [ ب - 312 ] او را بيرون نمودند . و والى گردانيد عبد اللّه بن ابى سرح را در مصر ، پس در امور و مصالح تدبير بسيار نمود كه شكوه كردند اهل مصر و تظلّم نمودند از او .
و والى گردانيد معاويه را در شام ، پس ظاهر شد به سبب آن فتنههاى عظيمه .
و والى گردانيد اقارب خود را و مسلّط نمود ابناى ابى معيط را / * ب / 233 / بر سر مردم بعد از نهى عمر و كراهت ناس از ايشان ، و
هامش
( 1 ) . نسخهها : را لعنه اللّه
( 2 ) . بنگريد : الشافى ج 4 / 269 - 270 ، سيره حلبى ج 2 / 86 ، الغدير ج 8 / 257 و بحار الانوار ج 31 / 169 - 174