داشتند وقتى كه به بنى مصطلق مىرفت . « 1 »
و معجزهء ديگر ردّ شمس نيز نموده شد جهت او ، يعنى آفتاب كه فرو رفته بود برگردانيده شد براى آن حضرت دو مرتبه . « 2 »
و از اين قبيل امور كثيره از آن حضرت - عليه السّلام - متحقّق شد و دعوى امامت نمود بعد از حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه و آله - به اجماع .
قال : : و لسبق كفر غيره ، فلا يصلح للإمامة ، فتعيّن هو ، عليه السّلام . « 3 » اين دليل ديگر است بر امامت على - عليه السّلام - و آن اين است كه غير او از كسى كه ادّعاى امامت براى او نمودند مثل : عبّاس و ابى بكر بودند كافر قبل از ظهور نبى - صلّى اللّه عليه و آله - پس صلاحيّت امامت ندارند از جهت قول خداى - تعالى - كه فرموده :
( لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ )
« 4 » و مراد به عهد در اينجا عهد امامت است ، از جهت آن كه جواب دعاء ابراهيم - عليه السلام - است كه جهت ذرّيات [ الف - 298 ] خود امامت را طلب مىنمود ، و اين جزم است كه حضرت ابراهيم - عليه السلام - با وجود شرك و فسق مستدعى امامت جهت ذريّه خود نبوده است ؛ پس مقصود حضرت ابراهيم - عليه السلام - آن بود كه ايشان با براءت از گناه و اسلام و توبه اين مرتبه را بيابند ، خداى - تعالى - فرموده كه جمعى كه غير معصوم
هامش
( 1 ) . ر . ك : اعلام الورى / 182
( 2 ) . ر . ك : تاريخ مدينة دمشق ج 2 / 385 ؛ عمدة / 374 و مناقب ابن مغازلى / 98 .
( 3 ) . كشف المراد / 371
( 4 ) . بقره / 124