قال : : و لانّه افضل و امامة المفضول قبيحة عقلا . « 1 » اين دليل ديگر است بر امامت آن حضرت - عليه السّلام - تقريرش آن است كه / * ب / 221 / حضرت امير - عليه السّلام - افضل از غيرش بود به نحوى كه خواهد آمد ، پس او امام حقّ است از جهت آن كه تقديم مفضول بر فاضل قبيح است عقلا و سمعا .
قال : : و لظهور المعجزة على يده ، كقلع باب خيبر ، و مخاطبة الثعبان ، و دفع الصخرة العظيمة عن القليب ، و محاربه الجنّ ، و رد الشّمس ، و غير ذلك ؛ و ادّعى الامامة ، فيكون صادقا . « 2 »
اين دليل ديگر است بر امامت حضرت امير - عليه السّلام - و تقريرش آن است كه معجزهء كثيرهء چند از آن حضرت - عليه السّلام - ظاهر شد ، و دعوى امامت نمود با معجزه از جهت خود ، و غير آن حضرت - عليه السّلام - نكرد اين امور را .
امّا مقدّمهء اوّل : فتح باب خيبر نمود متفرّدا با وجود آن كه شصت يا هفتاد كس على اختلاف النسختين از رجل قوى در گردانيدن آن درب عاجز بودند . « 3 »
و با آن حضرت - عليه السّلام - مارى عظيم در مسجد كوفه سخن كرد ، پس از حضرت سؤال احوال مار نمودند ، حضرت - عليه السّلام - فرمود : از پادشاهان جنّ است و مشكل شده بود بر او مسألهاى ، سؤال
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 370
( 2 ) . كشف المراد / 370
( 3 ) . ر . ك : مسند احمد ج 6 / 8 ، تاريخ طبرى ج 2 / 300 ، كشف الغمة ج 1 / 215 و احقاق الحقّ ج 8 / 383 ، ج 18 / 93 و ج 21 / 480