فاعطيت سؤله « 1 » و قرأ
( رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي )
الى قوله
( سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ )
« 2 » پس گفت اللّهم و انا محمّد صفيك ربّ اشرح لى صدرى و اجعلى لى وزيرا من اهلى عليّا اخى اشدد به ازرى » [ . . . . ] دعاى رسول - صلّى اللّه عليه و آله - تمام نشده بود كه آيه
( إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ )
« 3 » نازل شد » . « 4 »
و بعد از اين ايراد نموده در آن كتاب كه صدر الائمّه كه از علماء اهل سنّت است از سلمان از حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه و آله - حديث لزوم اطاعت حضرت امير - عليه السّلام - را نقل نموده با ساير مراتب ، و گفته كه قاضى القضاة در كتاب محيط آورده كه خلافت على - عليه السّلام - ثابتتر است و مؤكّدتر است از شيخين ؛ زيرا كه خلافت وى هم به نصّ است و هم به اختيار وحى از ديگران به اختيار تنها است . « 5 » و امّا « 6 » فضايل وى در آخر سورهء
( هَلْ أَتى )
« 7 » [ ب - 294 ] مبنيست بر آن ، و از اهل سنّت بعد از اين بيان حديث غدير خم را مفصّلا نقل نموده « 8 » .
قال : : و لحديث الغدير المتواتر .
اين دليل ديگر است بر امامت حضرت امير - عليه السّلام - و تقريرش اين است كه نبى - صلّى اللّه عليه و آله - گفت - در غدير خم
هامش
( 1 ) . م : سؤله
( 2 ) . قصص / 35
( 3 ) . مائده / 55
( 4 ) . كامل بهايى ج 2 / 207
( 5 ) . م ، الف : - است
( 6 ) . ن : - اما
( 7 ) . انسان / 1
( 8 ) . بنگريد : شواهد التنزيل ج 2 / 2980