است به اعتبار تعظيم و در احاديث طرق شيعه وارد شده كه جميع أئمّة قريب به امامت به اين فضيلت فايز مىشود و صاحب كشّاف گفته كه مراد به اين آيه هر چند آن حضرت است امّا لفظ جمع جهت آن است كه ديگران نيز متابعت او در اين امر / * الف / 219 / بكنند .
و ولايت را چنانچه به معنى عامّ مذكور شد كه حمل نمىشود به معنى تصرف نيز در اين آيه [ الف - 294 ] حمل نمىتوان نمود و الّا امرى نخواهد بود كه تخصيص به خدا و رسول و امام داشته باشد ، بلكه همهء مؤمنين ناصر هماند از جهت قول خداى - تعالى -
( الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ )
« 1 » و در بودن حضرت امير - عليه السّلام - داخل آيه خلاف نشده ، بلكه آنچه خلاف نمودهاند بعضى ، در اين باب بوده كه غير آن حضرت را نيز شامل است يا نه ؟ پس اجماع در ولايت حضرت امير - عليه السّلام - هست - بلا خلاف ، به خلاف غيرش .
و در كتاب كامل بهائى در فصل آيات دالّه بر وجوب لعن معاويه ايراد نموده كه : « صاحب كشّاف « 2 » مىگويد كه ابو ذر گفت نماز مىكردم از پس رسول ، سايلى برخاست و سؤال كرد كسى چيزى به وى نداد ، دست برداشت و گفت : أشهد انّى سألت فى مسجد رسول اللّه فلم يعطنى احد شيئا . على - عليه السّلام - در ركوع بود اشارت كرد به خنصر خويش و در دست راست على انگشترى بود ، سايل انگشترى از دست وى بيرون كشيد رسول - صلّى اللّه عليه و آله - چون از نماز فارغ شد سر سوى آسمان كرد و گفت : « اللّهم انّ اخى موسى سألك
هامش
( 1 ) . توبه / 71 .
( 2 ) . الف : - كشاف