غلظت - يعنى : درشت خوى و سطبرى - باشد .
و از امراض منفّره بايد منزّه باشد ، نحو ابنه و تسلسل ريح و جذام و برص .
و از مباحات چندى كه قادح تعظيم و وقار باشد اجتناب نمايد ، مثل اكل در طريق و امثاله كه منافى بعثت است .
مسألهء رابعه در طريق معرفت صدق نبى است ( ص )
قال : و طريق معرفة صدقه ظهور المعجزة على يده و هو ثبوت ما ليس معتادا ، او نفى ما هو معتاد مع خرق العادة و مطابقة الدّعوى . « 1 »
چون ذكر نمود مصنّف - رحمه اللّه - صفات نبى را واجب است كه ذكر كند معرفت او را و آن به يك چيز است كه ظهور معجزه است بر دست او .
و معجزه اثبات و اظهار نمودن غير معتاد يا سلب نمودن معتاد است [ الف - 279 ] ملّا على « 2 » و شارح اصفهانى گفتهاند با ذكر كلام سابق « مع خرق العادة » ثانيا در كار نبود جهت آن كه آن مفيد اين معنى است .
و حق جواب او آن است كه اين اظهار غير معتاد و سلب معتاد هر دو بايد به نحوى باشند كه خرق عادت به اينها حاصل شود ، يعنى معلوم شود كه از جانب اللّه - تعالى - و فوق قدرت بشر است ، پس اين
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 350 : ليس بمعتاد
( 2 ) . شرح التجريد / 359