كه گفته « لزجره عن القبائح » أى [ الف - 252 ] لزجر التكليف عن القبائح .
قال : : و شرائط حسنه انتفاء المفسدة و تقدّمه ، و امكان متعلّقه و ثبوت صفة زائدة على حسنه ، و علم المكلّف بصفات الفعل و قدر المستحقّ و قدرته عليه ، و امتناع القبيح عليه ، و قدرة المكلّف على الفعل و علمه به او امكانه و امكان الآلة . « 1 » چون مصنّف - رحمه اللّه - ذكر نمود كه تكليف حسن است ، شروع نمود در بيان آنچه شرط است در حسن تكليف . و ذكر نمود امور چندى كه خوب نيست تكليف بدون اين امور [ 1 ] : بعضى از آنها راجع است / * ب / 186 / به نفس تكليف ، [ 2 ] : و بعضى راجع است به متعلّق تكليف كه اصل فعلى باشد كه بايد مكلّف آن را به عمل آرد كه مكلّف به است . [ 3 ] : و بعضى راجع است به مكلّف - به كسر لام - كه تكليفكننده است [ 4 ] : و بعضى راجع است به مكلّف - به فتح لام - كه تكليف كرده شده است .
امّا آنچه راجع است به نفس تكليف پس دو امر است :
اوّل انتفاء مفسده است به اين نحو كه نباشد اين تكليف موجب اخلال تكليف ديگر و مانع آن ، يا آن كه مفسده باشد از براى مكلّف ديگر .
دويم : آن كه مقدّم باشد تكليف به قدر از زمانى كه تواند استدلال نمود و متمسّك شد به آن تكليف مكلّف در ايقاع فعل در وقتش .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 322