است .
و بعد از اين مراتب معلوم است تفاوت اشخاص ناس در قبول خير و شر و نقصان و فضايل به حسب اختلاف امزجه و نفوس ، پس واجب است كه بوده باشد اين شارع مؤيّد از جانب [ حقّ ] كه عاجز نباشد از احكام شريعت در ميان مردم كه بعضى به برهان ، و بعضى را به وعظ تأليف قلب نمايد . و بعضى را به زجر و قتل تاديب نمايد .
و چون نبى - صلّى اللّه عليه و آله - اتّفاق نمىافتد كه موجود باشد در همه « 1 » زمان ، واجب است اين كه باقى باشد اين سنن مشروعه تا وقت مضمحل شدن اين سنّت و اقتضاى حكمت الهيّه به تجديد سنّت ديگر ، پس بنا بر اين فرض شد بر ايشان يعنى عباد « 2 » عبادات چند كه مذكر صاحب شرع باشد و امر به تكرار عبادت شده تا مستحكم شود تذكّر به تكرار آن ، پس حاصل مىشود از براى ايشان از اوامر و نواهى الهيّه منافع ثلاثه :
يكى از آنها : رياضت نفس است به اعتبار [ ب - 251 ] امساك از شهوات و منع از قوّت غضبيّه كه مكدّره است و تاريك مىنمايد / * الف / 186 / آن مر صفاى قوت عقليّه را .
دويم : عادت فرمودن نفس است نظر در امور الهيّه و مطالب عاليه و احوال معاد را و تفكّر در ملكوت اللّه - تعالى - و كيفيّت صفات و اسماء و تحقيق حقايق و فيضان معرفت موجودات است از جانب خدا و حق نظم متسلسله به ترتيبى كه اقتضا مىكند حكمت الهيّه
هامش
( 1 ) . كذا . صحيح : هر
( 2 ) . م : - عباد