الرّياضة و ادامة النّظر فى الامور العالية ، و تذكر / * ب / 185 / الانذارات المستلزمة لاقامة العدل مع زيادة الأجر و الثّواب . « 1 » چون ذكر نمود مصنّف - رحمه اللّه تعالى - حسن تكليف را بر رأى متكلّمين شروع نمود در طريق اسلاميّين از فلاسفه ، پس ابتدا نمود به ذكر حاجت به تكليف ، بعد از اين ذكر نمود به منفعتهاى دنيويّه و اخرويّه آنها .
و تحقيق اين مطلب اين است كه شود كه خداى - تعالى - خلق كرد مردم را مدنىّ الطّبع يعنى با جمعيّت و رفاقت [ الف - 251 ] بايد بسربرند . نه مثل حيوانات و الّا ممكن نيست كه باقى بماند اشخاص ناس .
و حاصل نمىشود كمالات آنها مگر به دست يارى هم و مقارنت هم از جهت آن كه غذاها و لباسها امور صناعيّهاند كه محتاجند كلّ واحد به ديگر تا تمام شود به حدّ كمال به آن محتاجند ، و اجتماع اينها با تباين شهوتها و تغاير امزجه و اختلاف قوايى كه مقتضى تخالف افعال صادره از آنهاست مظنّهء تنازع و فساد و وقوع فتن و عناد مىباشد ؛ پس واجب است وضع قانون و قاعده و سنت عادله كه به عدالت با هم در ميان ناس توانند بود .
پس اين سنّت اگر مستند شود وضعش به ناس لازم مىآيد محذور و عدم قبول ، پس واجب است استناد اين سنّت به شخصى كه متميّز باشد در بين ناس به وجوب انقياد و طاعت آن ، و ظهور وجوب اين انقياد به معجزاتى چند باشد كه دلالت كند كه اينها از جانب اللّه
هامش
( 1 ) . كشف المراد 320