تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 837

مساهمون:

ص٨٣٧
و علّامه در جواب تالى جهت فرق ميان جرح و تكليف بعد از جواب ايراد اوّل گفته به اين مضامين ، جواب دويم آن است كه : جرح و تداوى انزال مضرّتى است ، و تداوى بعد از آن رافع مضرّت است كه غرض از تداوى به غير از تخلّص از آن مرض امرى نيست به خلاف تكليف . و جواب از ايراد ثانى اين است كه : رضاى طرفين در معاوضه‌ها از جهت اختلاف اغراض مردم است در معامله به حسب اصل جنس و وصف آن ، امّا اگر معاوضه نباشد و نفع به مرتبه اعلى و بىنهايت و امرى باشد كه عقلا آن را طلب مىنمايند و اين مشقّت را مرتكب مىشوند و امتناع‌كننده آن را سفيه مىدانند رضاى آن طرف در كار نيست ، سيّما هرگاه چنين ولىّ حكيمى « 1 » متوجّه شود . و جواب « 2 » از ثالث آن است كه : شكر شرط نيست در آن مشقّت و هرگز اين نحو نبوده ، و خداى - تعالى - قادر است به ازالهء مشقّت ، يعنى نحوى قرار دهد شكر را كه مشقّت نباشد جهت آن كه عبث است در شكر مشقّت ، پس رفع امر عبث بايست از حكيم قادر بشود . و ايضا طلب فعل شاقّ از جهت شكر نعمت كه منعم داده باشد و باز خود تكليف به اين امر شاقّ نمايد بيرون مىبرد نعمت را از نعمت بودن . قال : : و لأنّ النّوع محتاج الى التّعاضد المستلزمة للسّنة النّافع استعمالها فى
هامش
( 1 ) . م : حكمى ( 2 ) . م : جوب