واقع مىشود به سبب فعل مباشر آن را متولّد مىگويند ، مثل حركت صادره به سبب اعتماد . و فعل حادث از آن قدرت را كه اوّل بود بدون شرط آن كه مختصّ به محلّ قدرت باشد آن فعل يا نه ، مخترع مىگويند ؛ مثل كتابت و امثال آن .
و مصنّف - رحمه اللّه - در متولّده « 1 » گفته كه حسن مدح و ذمّ عباد به سبب افعال متولّده دالّ است بالضّرورة كه اينها فعل عباد است . و آنچه ملّا على « 2 » در شرح خود بيان نموده اوضح و اخصر است ، و آن اين است كه گفته است كه حادث بدون توسّط فعل ديگر كه ابتداء باشد آن را مباشر مىگويند ، مثل حركت يد ، « 3 » و آنچه حادث مىشود به سبب فعل ديگر ثانيا آن را متولّد مىگويند ، مثل حركت مفتاح كه بعد از حركت يد است . و معتزله گفته كه متولّد مثل مباشر فعل عبد است ، و اشعرى آن را فعل خدا مىدانند .
و آنچه « 4 » علّامه - رحمه اللّه - در شرح خود گفته اين « 5 » است كه افعال منقسم مىشود به مباشر و متولّد و مخترع .
پس مباشر امرى است كه حادث مىشود ابتداء به قدرتى كه در محلّ خود است ، مثل مباشرى كه آن اعتماد است و آن هم مثل قدرت در محلّ قدرت است است چنانچه مذكور شد .
و ثانى كه متولّد باشد امرى است كه حادث مىشود به سبب فعل ديگر كه آن اوّل مباشر است ، مثل حركت كه حادث مىشود از اعتماد
هامش
( 1 ) . كذا
( 2 ) . شرح التجريد / 348
( 3 ) . م : بد
( 4 ) . م : - آنچه
( 5 ) . م : - است