تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 813

مساهمون:

ص٨١٣
مختصّ به محل باشد آن را « مخترع » مىگويند مثل كتاب . و اختلاف نموده‌اند كه متولّد آيا « 1 » فعل عبد است مثل مباشر يا نه ؟ پس معتزله گفته‌اند كه : فعل عبد است مثل مباشر ، و اشاعره رفته‌اند به اين كه فعل خداى - تعالى - است . و مصنّف - رحمه اللّه - اختيار مذهب معتزله نموده و گفته است كه اين معنى بديهى اوّلى است ، از جهت آن كه خوبى « 2 » [ اى ] كه « 3 » مدح بر افعال متولّد از ما ، و ذمّ نسبت به بعض آنها دلالت دارد بر علم اين كه افعال متولّد از ما ناشى مىشود ، و مدح و ذمّ آنها نمودن خوب است كه مردم مىكنند و الّا ممدوح نبود اين مدح و ذمّ . و ايضا در بعض شروح واقع شده كه رفته است معمّر كه نيست فعل جهت عبد مگر اراده و آنچه بعد از اراده باشد ، پس آن از طبع محلّ است . و آخرون از معتزله گفته‌اند كه فعل از عبد نيست مگر فكر . و نظام گفته كه فعل نيست از عبد مگر آنچه يافت شود در محلّ قدرتش و آنچه تجاوز از محلّ قدرت كند آن واقع است به طبع محل . و اشاعره رفته‌اند كه متولّدات از فعل خداست و كسب ما از ما نيست . و مختار مصنّف قول جمهور است . و در بعض امالى واقع شده كه فعل منقسم مىشود به مباشر و متولّد و مخترع ، پس فعل حادثى كه موجب مىشود ابتداء به سبب قدرتى اگر در محل آن قدرت باشد هميشه آن فعل و جدا نشود از آن [ ب - 242 ] محل مباشر است ، مثل اعتماد و ميل . و فعل حادثى كه
هامش
( 1 ) . م : يا ( 2 ) . م : خونى ( 3 ) . م ، الف : - كه