تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢
عدمش در جميع زمان بعدش باشد ؛ نه به اين معنى كه عدم آن امر متصل منطبق بر زمان باشد كه ممكن نباشد وجودش مگر در زمان ، بلكه معنىاش اين است كه آنى نيست كه « 1 » عدمش در آن نباشد ، مثل نقطه كه طرف خطّ است ، و نيست موجود در خطّ ؛ پس صادق است كه نقطه معدوم است در نفس خطّ ، و نمىتوان گفت معدوم است در طرف خطّ . و حاج محمود در شرح خود گفته : « الطّرف كالنّقطة الّتى هى طرف الخط الخارجة هى عنه ، فكما أنّ النّقطة خارجة عن الخطّ و لا يلزم من وجوده فيه وجود امر غير منقسم فى المقدار ، كذلك الآن خارج عن الزّمان ، و لا يلزم من وجود الآن فى الزّمان أن يكون جزءا منه » . و شارح محقّق علّامه - اعلى اللّه مقامه - و غيره شرح اين كلام مصنّف - رحمه اللّه - كرده‌اند به اين نحو كه بيان همهء آنها اين است كه « 2 » طرف يعنى آن كه طرف زمان است و حدّ مشترك ميان ماضى و مستقبل است جزء از طرفين نيست كه جزء زمان باشد ، و الّا ممكن نبود قسمت زمان به دو قسم كه بگوييم از غدات « 3 » گرفته تا آن ، و از آن تا عشا « 4 » ، و در صورت جزء بودن اين قسمت صحيح نيست بلكه آن ثالث مىشود ، « 5 » و اين آن وجودش نزد مصنّف - رحمه اللّه - به حسب فرض است به قرينه ، و موافق اين كه مصنّف - رحمه اللّه - اختيار
هامش
( 1 ) . م ، الف : - آنى نيست كه ( 2 ) . ن : - بيان همه آنها اين است كه ( 3 ) . غدات : صبح ( 4 ) . عشا : شب ( 5 ) . ن ، م : - بلكه آن يافت مىشود