[ مقولهء وضع ]
مسألهء سابعه در وضع است قال : السّابع ، الوضع و هو هيئة يعرض للجسم باعتبار نسبتين . « 1 »
وضع از جملهء اعراض نسبيّه است . بدان اين را كه لفظ وضع گفته مىشود بر سه معنى به اشتراك :
اوّل : بودن چيزى به نحوى كه مشار اليه به حسّ تواند شد كه اينجاست يا آنجا است ، و نقطه ذات وضع است به اين اعتبار نه وحدت .
و دويم : هيئتيست كه عارض جسم مىشود به سبب نسبت بعض اجزاء جسم به بعضى .
و ثالث : هيئت عارضه جسم است به سبب نسبت اجزاء جسم بعضىاش به بعضى و به سبب نسبت اجزاء جسم به امور خارجه آن نيز . و اين مراد است از اين مقوله در اينجا ، مثل قيام كه محتاج است به حصول نسبت اجزا به هم ، و نسبت اجزا به امور خارجه ، نحو بودن سر شخص قائم به جانب فوق و رجل آن به تحت ، و الّا پس عكس اين اگر قيام مىيافت اين نظم مستقيم انسان سرنگون مىشد . و به اين اشاره نموده مصنّف - رحمه اللّه - كه گفته : « باعتبار نسبتين » ، يعنى به اعتبار نسبت اعضا و اجزا بعضىاش به بعضىاش و به اعتبار نسبت [ ب - 207 ]
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 276 : تعرض