تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
نموده نفى جزء لايتجزّى را ، پس « 1 » مثل وجود نقطه است در خطّ و عدمش در جميع زمانيست كه بعد از آن باشد بر تدريج . و اين معنى از اين جهت است كه عدم چيزى گاهى مىباشد در آن مثل عدم اجسام و غير اجسام از اعراض قارّه ، و گاهى مىباشد در زمان ، و اين به دو قسم مىباشد : اوّل [ الف - 207 ] : آن كه عدم به تدريج باشد ، مثل عدم حركت كه مثل وجودش به تدريج است . و دويم : آن كه به تدريج نباشد ، مثل عدم مماسّه ، يعنى تماس و مثل عدم آن . به اين معنى كه يافت نمىشود در زمان بعد از آن آنى و زمانى مگر آن كه عدم آن در جميع آن باشد . پس اين / * الف / 158 / آن طرف زمان است و عدمش در جميع زمان است ، و محذورى در اين نيست ، و اين قسم واسط ميان تدريجى و دفعى است . و تحقيق اين در شرح ملّا على مرقوم است « 2 » مفصّلا . قال : و حدوث العالم يستلزم حدوثه . « 3 » در سابق مبيّن شده كه عالم حادث است و زمان از جملهء عالم است ، پس هرگاه عالم حادث باشد زمان حادث خواهد بود بالضّرورة . و اوايل از اهل حكمت نزاع نموده‌اند در حدوث عالم و اين كلام . و جوابش گذشت . و در شرح حاج محمود جهت اين متن واقع است :
هامش
( 1 ) . ن : - را پس ( 2 ) . شرح التجريد / 308 ( 3 ) . كشف المراد / 276