ثانى به اعتبار مادّهاش ، يعنى مادّه هر مقدّمه . پس به اعتبار اوّل كه نظر به صورت بعيده باشد منقسم مىشود به دو قسم ، حملى و شرطى .
حملى مثل آن چيزى است كه ذكر شد در اشكال اربعه ، و شرطى اعمّ از آن كه شرطى صرف باشد ، يا حملى و شرطى باشد كه مركّب از اقترانى و شرطى است ، و اين داخل شرطيست نيز از جهت آن كه نتيجه آن / * الف / 134 / شرطى است .
و اين شرطى چهار قسم است موافق اشكال اربعه كه علّامه - رحمه اللّه تعالى - به طريق مثال ايراد نموده به اين نحو ، مثل : « كلّما كان آ ب فج د ، و كلّما كان ج د فه ز ؛ نتيجه : كلّما كان آ ب فه ز » .
يا گفته [ الف - 174 ] مىشود : « كلّما كان آ ب فج د ، و ليس البتة اذا كان ه ز فج د » .
يا آن كه مىگوييم : « كلّما كان آ ب فج د ، و كلّما كان آ ب فه ز » .
يا مىگوييم : « كلّما كان آ ب فج د ، فكلّما كان ه ز فآ ب » .
و با حمليات سابقه به اين اقسام نيز منقسم مىشود صورت بعيده قياس كه أولا به حملى و غير حملى منقسم شده بود .
و در شرح حاج محمود واقع است كه به اعتبار صورت بعيده دو قسم مىشود قياس ، و دو قسم را گفته يكى قياس « 1 » اقترانيست كه عارض واحد واحد اجزاء آن حمل مىشود ، مثل مركّب از حمليّات صرفه يا عارض آن اقترانى مىشود اتّصال فقط ، مثل مركّبات از متّصلات ، يا عارض آن مىشود انفصال فقط ، مثل مركّب از
هامش
( 1 ) . م : - قياس