اوّل : كيفيّات محسوسه است ، مثل سواد و حرارت .
دويم : كيفيّات مختصّه است به ذوات انفس ، مثل علوم و ارادات و ظنون .
سيم : كيفيّات استعداديّه ، مثل صلابت و ليّن است .
چهارم : كيفيّات مختصّه به كميّات است مثل زوجيّت و استقامت و غير اينها .
مسألهء ثالثه در بحث از محسوسات است
قال : فالمحسوسات امّا انفعاليات أو انفعالات . « 1 »
يعنى كيفيّات محسوسه اگر راسخ است و عسر الزّوال است « انفعاليات » مىگويند اينها را ، مثل صفرت « 2 » ذهب و حلاوت عسل را كه رسوخ [ ب - 144 ] دارد . در آنها « 3 » و چون اوّلا از اينها حواس منفعل مىشود مسمّى به اين اسم شده . و اگر غير راسخ است مثل حمرت خجل و صفرت و جل آن را « انفعالات » مىگويند هر چند انفعاليّات نيز مىتوانش گفت به سبب انفعال حواس ، ليكن چون سريع الزّوالاند داخل امر قابل نسبت ندانسته « 4 » ، منع از اين نسبت نمودهاند ، چنانچه قليل را مىگويند چيزى نيست .
و در بعضى شروح واقع است كه زيادتى لفظ گفتهاند دالّ است بر زيادتى معنى ، لهذا امور راسخه را انفعاليّات و غير راسخه را انفعالات
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 210
( 2 ) . صفرت : زردى
( 3 ) . م ، الف : - در آنها
( 4 ) . م : + و