تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
جاى ديگر نيست و مختصّ است ، معرّف شده . پس گفته‌اند در تعريف كيف هيئت قاره است كه موقوف نيست تصوّر آن بر تصوّر غيرش و اقتضاى قسمت و لا قسمت در محلّش نمىكند به اقتضاء اوّلى . پس قول ما كه هيئت است شامل جميع اعراض تسعه است . امّا از هيئت جوهر « 1 » بيرون مىرود ، چون داخل هيئت نيست . و هيئت مختصّ عرض است . « 2 » و از لفظ قارّه بيرون مىرود حركت و آنچه قارّ نباشد از اعراض و از لفظ « لا يقتضى القسمة و اللاقسمة فى محلّها » بيرون مىرود كمّ و وحدت و نقطه . و از لفظ « اقتضاء اوّليا » كه گفته شد منظور اين است كه در محدود علم به اشياء لا ينقسم مثل نقطه و وحدت داخل شود ؛ زيرا كه علم به آن اقتضاء لا قسمت مىكند با وجود آن كه از كيف است ؛ زيرا كه اقتضاء عدم قسمت در آن نيست اوّلى ، بلكه به سبب وحدت معلومه است كه چون معلوم وحدت دارد علم به آن نيز وحدت دارد ، و علم تابع معلوم است .

مسألهء ثانيه در اقسام كيف است

قال : و اقسامه اربعة . « 3 » كيف را انواع / * الف / 110 / چهار است :
هامش
( 1 ) . ن : چوهر ( 2 ) . م ، الف : - و هيئت مختص عرض است ( 3 ) . كشف المراد / 209