جهت منقسم مىشود و آن سطح است ، يا در سه جهت منقسم مىشود و آن جسم تعليميست كه از جمله اعراض است و غير قارّ الذّات .
از كمّ متّصل زمان تنهاست نه غير آن و كمّ منفصل عدد است فقط از جهت آن كه تقوّم و تحقّق آن از وحدات است كه وقتى كه از معروض و معدودش مجرّد سازيم اجزائش « 1 » تمام عدد خواهد بود ، لا غير .
مسألهء ثالثه در خواصّ كمّ است
قال : و يشملهما قبول المساواة و عدمها و القسمة و امكان وجود العادّ . « 2 »
ذكر نموده مصنّف - رحمه اللّه - از براى كمّ منفصل و متّصل سه احوال :
اوّل : قبول مساوات و عدم قبول [ ب - 139 ] مساوات را كه به معنى عدم ملكه باشد ، از جهت آن كه نسبت به هم اگر بدهيم دو چيز صاحب مقدار را يا مساويند يا نه ، باعتبار مقدار نه به اعتبار ذات ، و الّا كلّ و جزء در ذات مساويند هميشه ، و تفاوت به سبب مقدار است .
دويم : قبول قسمت است ، از جهت آن كه به ماهيّت كم عارض مىشود قسمت و اثنينيّت نيز به سبب مقدار ، و از اين انقسام گاهى
هامش
( 1 ) . م : اجزاش
( 2 ) . كشف المراد / 203