اصل آن مرئى است ، پس عمود اقصر است از جهت آن كه آن به منزله وتر يعنى زه حادّه است ، و آن دو ضلع ديگر كه اطول است به منزله دو وتر قائمه است ، مثل خطّ اطراف كلّه قند ، و خط وسط آن كه خطّ اطراف البته اطول است به جهت آن كه خط اطراف نسبت به قائمه ملحوظ شده بايد اطول باشد ، و خط وسط / * الف / 103 / اقصر است كه نسبت به حادّه ملحوظ است .
قال : بخروج الشّعاع . « 1 »
اختلاف نمودهاند مردم در كيفيّت ابصار . قومى گفتهاند كه : به خروج شعاع [ ب - 134 ] است كه به حسب وهم متّصل است از عين تا مرئى بر هيئت مخروط كه رأس آن نزد حدقه باشد و قاعده آن نزد مرئى ، اعمّ از آن كه اين مخروط مصمّت « 2 » باشد يا مركّب از خطوط باشد يا آن كه يك خطّ در طول و عرض مرئى به سرعت به شكل مخروط حركت كند ، و اين خروج شعاع اختيار مصنّف - رحمه اللّه - است .
و ارسطو و « 3 » شيخ ابو على گفته ابصار به انطباع است . يعنى صورت مرئى در رطوبت جليديه منطبع و نقش مىبندند ، و علّامه - رحمه اللّه - در شرح خود گفته كه : اين هر دو قول نزد من باطل است . امّا اوّل كه به خروج شعاع باشد از جهت آن كه شعاع يا جسم است يا عرض ، اگر عرض باشد انتقالش محال است به تنهايى . و جسم بودن باطل است از
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 197
( 2 ) . مصمّت : توپر
( 3 ) . م : او