تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
ايجاد مستغنيست از آن ، و مثال آورده‌اند بنا را كه بعد از بانى ، باقى است . و اين خطا است ، از جهت آن كه علّت حاجت در ممكن امكان است ، و آن ثابت است بعد از ايجاد ، و بنّا علّت مؤثّره در بنا كه باقى مىماند بعد از او نيست ، بلكه حركت او علّت حركت احجار است به وضعى كه آن علّت نسبت احجار است « 1 » به هم ، و بقاء شكل آن معلول از امر ديگر است كه اجتماع ما بين اين احجار است . و همچنين است حكم در حصول انسان كه أب علّت حركت منى مىشود ، و حركت منى بعد از آن كه منتهى شد علّت حصول منى مىشود در مقرّ خاص ، و امّا تصوير آن حيوان به صورت / * الف / 54 / حيوان و بقايش « 2 » حيوان پس از براى آن علّت ديگر است كه باقى است ، و اين حكم در علل فاعليّه است . امّا علل معدّه معدوم مىشوند اگر چه معلولات آن موجود باشند ، مثل حركت معدّه از براى وصول جسم در حيّز . قال : و مع وحدته يتّحد المعلول . « 3 » يعنى با وحدت فاعل كه مستجمع جميع شرايط تأثير باشد شخصا يا نوعا يا جنسا يا غيرهما متّحد مىباشد معلول شخصا يا نوعا يا جنسا ، مثل علّت . اين است مذهب مصنّف - رحمه اللّه - و اكثر حكما ، ليكن اين كلام در علّت موجبه است ، و در فاعل مختار جايز است تكثير اثر با وحدتش . شارح اصفهانى گفته كه : « با دو معلول
هامش
( 1 ) . م ، الف : - به وضعى . . . است ( 2 ) . كذا ( 3 ) . كشف المراد / 116
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 230 | محمد اشرف علوى عاملى / ناجى اصفهانى