تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
سابقا مذكور شد كه به استقرا چنين معلوم شده ، و در حصص يك جنس نيز به اعتبار اتّحاد جنسى تضادّ نيست ، از جهت آن كه در مثل سواد و بياض كه مثلا در تحت جنس واحدند اگر واقع شود تضادّ پس به اعتبار فصول خواهد بود ، نه اجناس ؛ ليكن اين فصول واجب نيست كه مندرج در تحت جنس واحد باشند و الّا فصلى مىخواهند ، و همچنين هر فصلى فصلى الى غير النهاية مىخواهد ؛ پس تضادّ حقيقى در نوعين نيست ، بلكه در فصلين خواهند بود كه لازم نيست دخولشان در تحت جنس واحد تا آن كه فصول غير متناهيه مجتمعه در امر واحد يافت شوند . و جواب به نحويست كه سابق مذكور شد كه : جنس و فصل در خارج شىء واحدند و تضادّ به اعتبار وجود خارجى مىباشد ، پس در نوع خواهد بود . و تقرير اشكال در بعضى شروح به اين نحو مذكور است كه : اين كلام مصنّف - رحمه اللّه - اشاره به جواب دخل مقدّريست كه : كلّ از ضدّين مشتمل است بر جنس و فصل ، و جنس امريست كه واقع نمىشود در آن / * الف / 53 / تضادّ ، از براى اين كه در اينجا جنس فرض شده [ ب - 68 ] كه واحد است ، پس تضادّ واقع مىشود به سبب فصول ، و فصول واجب نيست اندراجش تحت جنس واحد ، پس واجب نيست وجود ضدّين تحت جنس واحد ، بلكه تحت جنسين شد . تقرير جواب اين است كه : فصل و جنس واحدند در اعيان و تمايز ايشان در عقل است و واحد در نوع شده‌اند ، پس تضادّ حقيقة در نوع