تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
جهت فضيلت شجاعت و رذيله‌اى « 1 » است كه عارض اين هر دواند ، نه من حيث الذّات است تقابل در اين امور . پس تضادّ ميان دو جنس كه شجاعت و جبن و تهوّر باشد ، بلكه ميان عوارض اينها شد كه جايز است كه تحت يك جنس باشند ، و أيضا ميان شجاعت و ميان اين هر دو غايت خلاف نيست كه تضادّ آن با هر دو متحقّق باشد ، از جهت آن كه شجاعت غايت تخالف با تهوّر و جبن ندارد ، بلكه غايت تخالف ميان تهوّر و جبن است [ الف - 68 ] ؛ پس لازم نيامد بر اين فرض نيز كه امر واحدى دو ضدّ داشته باشد ، بلكه دو امر با هم تضادّ دارند . قال : و جعل الجنس و الفصل واحدا . « 2 » يعنى : جنس و فصل در خارج شىء واحدند ، از جهت آن كه تعقّل كرده نمىشود حيوانيّت مطلقه موجوده منفرده كه منضمّ شود به آن ناطقيّت ؛ پس گشته باشند انسان بلكه حيوانيّت در خارج ناطقيّت است و وجود هر دو يكى است ، و اين سابق گذشت . و غرض از ذكر اين مطلب در اينجا جواب اشكالى است ، يعنى دخل « 3 » مقدّرى ، و تحقيقى كه ايراد شده است ؛ ليكن بنابر اشتراط دخول ضدّين تحت جنس واحد . و تقرير اشكال اين است كه : هر واحد از ضدّين مشتمل است بر جنس و فصلى و در ما بين جنسين واقع نمىشود تضادّ به نحوى كه
هامش
( 1 ) . نسخه‌ها : رذيله ( 2 ) . كشف المراد / 112 : « واحد » ( 3 ) . م : دخلى
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 224 | محمد اشرف علوى عاملى / ناجى اصفهانى