تمام مشتركى باشد ، و الّا لازم مىآيد تركّب ماهيّت از امور غير متناهيه در صورت اعميّت ، و جريان همين حكم ، و اين محال است پس باعث تميّز آن ماهيّت از جميع مشاركش مىشود ، پس اين فصل از براى آنها خواهد بود . و در اين صورت ثابت شد كه تركيب عقلى نيست مگر جنس يا فصل .
پس اگر كسى بگويد كه : مسلّم نداريم اين را كه هرگاه نباشد مساوى تمام مشتركى از تمام مشتركها لازم آيد تركّب ماهيّت / * ب / 42 / از امور غير متناهيه ، و بتحقيق كه اين لازم مىآيد اگر نباشد عموم آن به سبب اشتراكش ميان تمام مشترك اوّل و ثانى فقط و اين ممنوع است .
جواب گفته مىشود به اين كه : [ الف - 55 ] عموم متحقّق نمىشود به اشتراك آن ميان تمام مشترك اوّل و ثانى ، از جهت آن كه كلّ از تمام مشترك اوّل و ثانى جزء آن ماهيّت مفروضه است ، و جايز نيست كه اين هر دو در مرتبه واحده باشند به نحوى كه دانستى ، پس احدهما اعمّ مطلقا خواهد بود ، پس كافى نيست در عمومش اشتراك آن ميان اين هر دو .
قال : و يجب تناهيهما « 1 » .
يعنى : واجب است تناهى جنس و فصل . بايد دانست كه « 2 » گاهى متّحد مىباشند در ماهيّت جنس و فصل ، به اين نحو كه از براى بعضى
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 95
( 2 ) . م : - كه