تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
صلاحيّت دارد كه مقول شود در جواب « ما هو » به حسب شركت محضه بين الكثيرين ، و اگر تمام مشترك نيست ميان دو حقيقت مختلفه پس فصل خواهد بود كه منشأ تميّز مىشود ، و اين مميّز است ، خواه مختصّ به آن ماهيّت باشد ، [ ب - 54 ] يا نه . در صورت اختصاص - سيّما - ظاهر است كه باعث تميّز و فصل مىشود ، از جهت آن كه در اين وقت باعث تميّز ذاتى مىشود از آنچه شريك آن است در جنس ، از جهت ضرورت اشتراك اين ماهيّت با غيرش در معنى جنسى به سبب آن كه سابقا دانسته شد عدم تركّب ماهيّت از دو امر مساوى ؛ پس يكى البته جنس خواهد بود . و امّا اگر مختصّ نباشد پس فصل بودنش ظاهر است ، اين از جهت آن كه در اين صورت اين جزء مفروض غير مختصّ تمام مشترك ميان آن ماهيّت و نوع ديگرى كه مخالف آن است در حقيقت نخواهد بود ، از جهت آن كه فرض خلاف اين شده بود ، پس بعضى از تمام مشترك خواهد بود و مباين آن ، و اخصّ از آن نخواهد بود نه مطلق و نه من وجه ، بلكه اعمّ يا مساوى خواهد بود . پس اگر مساوى باشد لا بدّ بايد باعث تميّز تمام مشترك از چيزى كه شريك است آن ماهيّت را در جنس بشود ، از براى اين كه ناچار است كه از براى تمام مشترك معنى جنسى باشد به نحوى كه سابق مذكور شد ، پس اين باعث تميّز ماهيّت مثل انسان از آنچه با آن شريك در جنس اين تمام مشترك باشد مىشود . و اين است معنى فصل ، پس فصل از براى آن ماهيت خواهد بود . و اگر اين اعمّ باشد از تمام مشترك پس ناچار است كه مساوى يك