تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
ذاتيست يا عرضى ، و ذاتى يا دالّ است بر ماهيّت يا نه ، و آنچه دالّ است بر ماهيّت متفقة الافراد آن نوع است - مثل انسان - و اگر دالّ است بر ماهيّت مختلفة الافراد ، آن جنس است . و اگر دلالت نمىكند بر ماهيّت مختلفة الافراد پس ممكن نيست كه اعمّ ذاتى باشد ، و الّا دلالت بر ماهيّت مشتركه خواهد نمود ، و مفروض خلاف اين است ، و چون اين خلاف فرض است ناچار اخصّ و مميّز ماهيّت از مشاركاتش خواهد بود / * ب / 41 / در اين اعمّ و فصل خواهد بود . و در شرح ملّا حاج محمود وارد است كه : « در اينجا طريق ديگر هست ، مشهور به اين نحو كه : كلّى يا نفس ماهيّت آنچه ذاتى آن است هست اين نوع است ، و اگر نفس آن ماهيّت نيست بلكه جزء آن است ، اگر تمام مشترك است ميان آن نوع و نوع ديگر مباين [ با ] آن ، پس آن جنس است ، و اگر نباشد چنين يا آن است كه مشترك نيست ميان آن ماهيّت و نوع مباين آن ، يا مشترك است . پس اگر مشترك نيست فصل است كه باعث تميّز از جميع مغايرش مىشود ، و همچنين اگر نحو ثانى كه اشتراك است با مباين « 1 » [ الف - 54 ] به علّت ، آن كه در اين صورت جايز نيست كه تمام مشترك باشد ميان آن و ميان غير ، از جهت آن كه خلاف فرض است ؛ زيرا كه داخل قسم غير تمام مشترك بود اين قسم ، پس در ميان اجزاء نوع بعضى از آن خواهد بود نه مباين آن « 2 » نوع اوّل ، از جهت آن كه كلام در اجزاء محموله است ، و اخصّ از آن نيز نخواهد بود ؛ زيرا كه ممتنع
هامش
( 1 ) . ن : است باشد ( 2 ) . م : اين