و اوّل : جنس است ، مثل حيوان . و ثانى كه غير تمام مشترك است يا آن است كه مساويست آن را يا اعمّ است از آن .
و اوّل : لازم مىآيد كه فصل از براى جنس باشد ، پس مىباشد فصل مطلقا ؛ يعنى اعمّ از آن كه فصل قريب باشد يا نه ، مثل حسّاس . و اين است مطلوب در اين مقام .
و ثانى يا آن است كه تمام [ ب - 53 ] مشترك است ميان آن تمام مشترك اوّل ، و آنچه صادق نمىآيد بر آن اين تمام مشترك ، يا نمىباشد چنين ؛ و اوّل كه تمام مشترك است جنس است - مثل جسم « 1 » - و ثانى كه تمام مشترك نيست - مثل نامى « 2 » - فصل جنس است ، و الّا لازم مىآيد تسلسل ، و اين محال است .
و بيان تسلسل آن است كه اين جزء يا مختصّ مركب است يا مشترك ؛ كه اگر مشترك باشد ، مشترك با فوق خود خواهد بود ، و آن فوق جزئى به غير اين خواهد داشت ، و آن جزء يا « 3 » مختصّ و مساوى خواهد بود با « 4 » جزء ديگر يا مشترك يا فوق خواهد بود ، و اگر آن مختصّ نباشد مشترك خواهد بود ؛ [ و ] تسلسل مىشود ؛ پس از عدم اختصاص و وجود فصل اين تسلسل به هم مىرسد به نحوى كه مذكور شد ، و همچنين الى غير النهاية مىرود .
پس بتحقيق ثابت شد اين كه هر جزء محمول يا جنس است يا فصل . و اين است مطلوب اصلى . و در شفا « 5 » واقع است كه : كلّى يا
هامش
( 1 ) . م ، الف : - مثل جسم
( 2 ) . م ، الف : - مثل نامى
( 3 ) . م : آيا
( 4 ) . الف : يا
( 5 ) . بسنجيد : الشفاء ، المدخل / 42