كه علّت است باشد حصّه جنس نيز هست ، [ ب - 52 ] و در اين صورت اعمّ نخواهد بود جنس از فصل ، و اين خلاف فرض است .
و حاج محمود - رحمه اللّه - نيز در شرحش گفته كه : « علّت بودن فصل به اين معنيست كه جنس چون مبهم است و متردّد ، ميان اشياء مختلفه است ، فصل باعث تعيين و تشخيص آن مىشود ، نه باعث وجود آن ، نه در ذهن و نه در خارج » .
قال : ما لا جنس له لا فصل له « 1 » .
فصل / * ب / 40 / چيزيست مميّز ، يعنى مميّز بعضى از جنس است كه شريكند به آن اشيا در جنسيّت به نحوى كه گذشت و هرگاه نباشد از براى چيزى جنس نخواهد بود از براى آن فصل . اين است تحقيق علّامه در اين مقام .
و غير محقّقين رفتهاند به اين كه فصل مميّز در وجود است ، يعنى مميّز ماهيّت است از ماهيّات ، ديگر كه شريكند به آن در وجود ، و تجويز نمودهاند تركيب دو چيز از دو امر متساوى كه اين هر دو مساوى در عموم باشند ، پس هر يك فصلى خواهند بود كه باعث تميّز مركّب مىشوند از مشاركش در وجود . پس مميّز وجود خواهند بود در موجودات ، و اين خلاف چيزيست كه گفتهاند : « فصل باعث تميّز ماهيّت در مشاركات جنسى مىشود » . و اين مميّز وجود بودن خطا است ، از جهت آن كه اشياء مختلفه محتاج مميّز نيستند در وجود ، و
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 94