تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
ما هو مقدّم على الكلّ فهو جزء » . گفته نشود كه علّت فاعله مقدّم است بر مركّب ، و نيست جزء آن از براى اين كه گفته مىشود كه مراد به تقدّم به نحوى كه تقوّم « 1 » كلّ است به آن جزء ، نه از آن نحوى « 2 » كه فاعل است ، و ممكن است كه معدّ نيز بيرون رود ، و دوتاى خاصيّت آخر هر دو اضافيند ، يعنى اضافهء به غير اجزا ، و لوازم قريبه است از جهت آن كه بر لوازم قريبه صادق مىآيد اين دو خاصيّت ، با وجود آن كه اجزا نيستند ، پس اين دو خاصيّت اعمند از جزء ، به خلاف خاصيّت اوّلى كه مساويست با جزء .

مسألهء رابعه در احكام جزء است

قال : و لا بدّ من حاجة ما لبعض الاجزاء الى البعض ؛ و لا يمكن شمولها باعتبار واحد . « 3 » مركّبى كه از براى آن وحدت متحقّق مىشود مركّب از هر جزء يا زياده است و « 4 » لا بدّ است از نحو احتياجى مر بعضى اجزاء آن را به بعضى ، و الّا ماهيّت مركّبهء واحده از براى آن حاصل نمىشود ، مثل انسان اگر حجرى در جنب آن گذاشته شود يا او در فوق حجرى باشد « 5 » ماهيّت واحده حاصل نمىشود ، و ممكن نيست كه هر واحد از
هامش
( 1 ) . ن : نحو تقوّم ( 2 ) . م ، الف : - نحوى ( 3 ) . كشف المراد / 91 ( 4 ) . م ، الف : - مركب از . . . و ( 5 ) . م ، الف : - يا او در فوق حجرى باشد